mewling kitten
گربه جوجه اردک
mewling baby
نوزاد گریهکننده
mewling voice
صدای نالهکننده
mewling sound
صدای ناله
mewling cry
گریه ناله
mewling meows
میوهای ناله
mewling child
کودک ناله کننده
mewling noises
صداهای ناله
mewling tones
لحنهای ناله
mewling pet
حیوان خانگی ناله کننده
the kitten was mewling softly for its mother.
بچه گربه به آرامی برای مادرش به صدا درآمد.
she found the mewling baby abandoned in the park.
او نوزاد به صدا درآمد را که در پارک رها شده بود، پیدا کرد.
the mewling sound echoed through the empty house.
صدای به صدا درآمد در خانه خالی طنین انداز شد.
he couldn't sleep because of the mewling outside.
او به دلیل به صدا درآمد بیرون نمی توانست بخوابد.
the mewling of the puppies was adorable.
به صدا درآمد توله سگ ها دوست داشتنی بود.
she comforted the mewling child with gentle words.
او کودک به صدا درآمد را با کلمات ملایم آرام کرد.
the stray cat was mewling for food.
گربه ولگرد برای غذا به صدا درآمد.
he recorded the mewling sounds of the wildlife.
او صداهای به صدا درآمد حیات وحش را ضبط کرد.
the mewling of the injured animal was heart-wrenching.
به صدا درآمد حیوان مجروح قلب را به درد می آورد.
they rushed to help the mewling creature in distress.
آنها برای کمک به موجود به صدا درآمد در حالت بحران عجله کردند.
mewling kitten
گربه جوجه اردک
mewling baby
نوزاد گریهکننده
mewling voice
صدای نالهکننده
mewling sound
صدای ناله
mewling cry
گریه ناله
mewling meows
میوهای ناله
mewling child
کودک ناله کننده
mewling noises
صداهای ناله
mewling tones
لحنهای ناله
mewling pet
حیوان خانگی ناله کننده
the kitten was mewling softly for its mother.
بچه گربه به آرامی برای مادرش به صدا درآمد.
she found the mewling baby abandoned in the park.
او نوزاد به صدا درآمد را که در پارک رها شده بود، پیدا کرد.
the mewling sound echoed through the empty house.
صدای به صدا درآمد در خانه خالی طنین انداز شد.
he couldn't sleep because of the mewling outside.
او به دلیل به صدا درآمد بیرون نمی توانست بخوابد.
the mewling of the puppies was adorable.
به صدا درآمد توله سگ ها دوست داشتنی بود.
she comforted the mewling child with gentle words.
او کودک به صدا درآمد را با کلمات ملایم آرام کرد.
the stray cat was mewling for food.
گربه ولگرد برای غذا به صدا درآمد.
he recorded the mewling sounds of the wildlife.
او صداهای به صدا درآمد حیات وحش را ضبط کرد.
the mewling of the injured animal was heart-wrenching.
به صدا درآمد حیوان مجروح قلب را به درد می آورد.
they rushed to help the mewling creature in distress.
آنها برای کمک به موجود به صدا درآمد در حالت بحران عجله کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید