midsts

[ایالات متحده]/mɪdsts/
[بریتانیا]/mɪdsts/

ترجمه

n. بخش میانی یا مرکزی
prep. در میان; در بین

عبارات و ترکیب‌ها

in our midsts

در میان ما

among the midsts

در میان ها

in their midsts

در میان آنها

in the midsts

در میان

midsts of chaos

در میان هرج و مرج

midsts of danger

در میان خطر

midsts of conflict

در میان درگیری

midsts of uncertainty

در میان عدم اطمینان

midsts of joy

در میان شادی

midsts of despair

در میان ناامیدی

جملات نمونه

in the midst of chaos, we found our peace.

در میان هرج و مرج، ما آرامش خود را یافتیم.

she stood in the midst of the crowd, feeling alone.

او در میان جمعیت ایستاد و احساس تنهایی کرد.

in the midst of winter, the flowers began to bloom.

در میان زمستان، گل‌ها شروع به شکوفه دادن کردند.

we discovered hidden treasures in the midst of our journey.

ما گنج‌های پنهان را در میان سفر خود کشف کردیم.

he spoke eloquently in the midst of the debate.

او به طور شیوا در میان بحث صحبت کرد.

they found joy in the midst of their struggles.

آنها شادی را در میان تلاش‌های خود یافتند.

in the midst of uncertainty, we must stay hopeful.

در میان ناامیدی، ما باید امیدوار بمانیم.

the truth emerged in the midst of the rumors.

حقیقت در میان شایعات آشکار شد.

in the midst of the storm, we remained calm.

در میان طوفان، ما آرام ماندیم.

she found her purpose in the midst of adversity.

او هدف خود را در میان سختی‌ها یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید