milked

[ایالات متحده]/mɪlkd/
[بریتانیا]/mɪlkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و شکل گذشته participle از milk؛ استخراج یا اخاذی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

milked dry

خشک شیر گرفتن

milked out

بیرون شیر گرفتن

milked for

برای شیر گرفتن

milked cows

گاوهای شیرده

milked money

پول شیر گرفتن

milked benefits

مزایای شیر گرفتن

milked profits

سود شیر گرفتن

milked resources

منابع شیر گرفتن

milked time

زمان شیر گرفتن

milked attention

توجه شیر گرفتن

جملات نمونه

the farmer milked the cows every morning.

کشاورز هر روز صبح گاوها را شیر می‌کرد.

she milked the opportunity to learn new skills.

او از فرصت یادگیری مهارت‌های جدید استفاده کرد.

he milked the situation for all it was worth.

او از شرایط به نفع خود استفاده کرد.

the company milked their best-selling product.

شرکت از محبوب‌ترین محصول خود نهایت استفاده را برد.

they milked the budget to fund the project.

آنها بودجه را برای تامین بودجه پروژه استفاده کردند.

she has milked her fame to gain more followers.

او از شهرت خود برای به دست آوردن دنبال‌کنندگان بیشتر استفاده کرده است.

he milked the last bit of information from the interview.

او آخرین اطلاعات را از مصاحبه استخراج کرد.

the documentary milked every detail of the event.

مستند تمام جزئیات رویداد را به تصویر کشید.

she milked the cow with great skill.

او با مهارت فراوان گاو را شیر کرد.

they milked the cow until it was dry.

آنها تا خشک شدن گاو را شیر کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید