mimicker

[ایالات متحده]/ˈmɪmɪkə/
[بریتانیا]/ˈmɪmɪkər/

ترجمه

n. کسی که دیگران را تقلید می‌کند؛ شخصی که تقلید می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

mimicker of sounds

تقلید کننده صداها

mimicker of styles

تقلید کننده سبک‌ها

mimicker in nature

تقلید کننده در طبیعت

mimicker of behavior

تقلید کننده رفتار

mimicker of art

تقلید کننده هنر

mimicker of voices

تقلید کننده صدا

mimicker of trends

تقلید کننده روندها

mimicker of gestures

تقلید کننده حرکات

mimicker of expressions

تقلید کننده حالات چهره

mimicker of ideas

تقلید کننده ایده‌ها

جملات نمونه

he is a great mimicker of animal sounds.

او یک تقلید کننده عالی صداهای حیوانات است.

the child is a natural mimicker of accents.

کودک به طور طبیعی لهجه ها را تقلید می کند.

she has always been a mimicker of her favorite singers.

او همیشه یک تقلاد کننده از خوانندگان مورد علاقه خود بوده است.

his talent as a mimicker impresses everyone.

مهارت او به عنوان یک تقلاد کننده همه را تحت تاثیر قرار می دهد.

the comedian is known as a skilled mimicker.

بازیگر خنده دار به عنوان یک تقلاد کننده ماهر شناخته می شود.

being a mimicker can be a fun party trick.

تقلید کردن می تواند یک ترفند مهمانی سرگرم کننده باشد.

he often plays the role of a mimicker in the theater.

او اغلب نقش یک تقلاد کننده را در تئاتر بازی می کند.

the parrot is an excellent mimicker of human speech.

طوطو یک تقلاد کننده عالی گفتار انسان است.

her ability as a mimicker makes her a popular entertainer.

توانایی او به عنوان یک تقلاد کننده باعث می شود که یک سرگرم کننده محبوب باشد.

he learned to be a mimicker by watching videos online.

او با تماشای فیلم های آنلاین یاد گرفت که چگونه تقلاد کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید