minty

[ایالات متحده]/'minti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای عطر یا طعمی شبیه نعناع.

عبارات و ترکیب‌ها

minty fresh

طعم نعنایی ملایم

minty aroma

عطر نعنایی

cool minty flavor

طعم نعنایی خنک

refreshing minty taste

طعم نعنایی طازه‌کننده

جملات نمونه

The minty toothpaste left a refreshing taste in my mouth.

طعم خنک خمیردندان نعنا طعم دلپذیری در دهان من باقی گذاشت.

I love the minty aroma of fresh herbs in the garden.

من عاشق عطر نعنایی گیاهان تازه در باغ هستم.

She enjoyed a minty mojito cocktail on a hot summer day.

او از یک کوکتل موهیتو نعنایی در یک روز گرم تابستانی لذت برد.

The minty gum helped freshen my breath after lunch.

آدامس نعنایی به خوشبو کردن نفس من بعد از ناهار کمک کرد.

I prefer minty candies over fruity ones.

من آبنبات نعنایی را بیشتر از آبنبات میوه ای ترجیح می دهم.

The minty scent of eucalyptus filled the air in the spa.

عطر نعنایی اکالیپتوس فضای اسپا را پر کرد.

A minty fresh breeze blew through the open window.

نسیمی خنک و نعنایی از پنجره باز عبور کرد.

The minty flavor of the tea was soothing to my sore throat.

طعم نعنایی چای برای گلویم که درد می کرد آرامش بخش بود.

She applied a minty lip balm to keep her lips moisturized.

او بالم لب نعنایی استفاده کرد تا لب هایش را مرطوب نگه دارد.

The minty sensation of the peppermint oil helped relieve her headache.

احساس نعنایی روغن نعناع به تسکین سردرد او کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید