miserables

[ایالات متحده]/ˈmɪzəreɪbəlz/
[بریتانیا]/ˈmɪzərəbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نامطلوب، بدبخت، تاسف‌بار؛ (شخص) رنج‌برده، در distress، نشان‌دهنده‌ی درد
n. کسی که رنج می‌برد؛ یک فرد بدبخت؛ شخصی در فقر شدید

عبارات و ترکیب‌ها

les miserables

اِلسَّ مِیزِرابِلز

miserables people

مردم فقیر

miserables lives

زندگی‌های فقیر

miserables conditions

شرایط فقیرانه

miserables fate

سرنوشت فقیر

miserables situation

وضعیت فقیرانه

miserables existence

وجود فقیر

miserables souls

روح‌های فقیر

miserables story

داستان فقیر

miserables struggle

مبارزه فقیر

جملات نمونه

the miserables of war are often overlooked.

غم‌ های جنگ اغلب نادیده گرفته می‌شوند.

many people live in miserables conditions.

بسیاری از مردم در شرایط فلاکت‌بار زندگی می‌کنند.

he wrote about the miserables of society.

او در مورد فلاکت‌های جامعه نوشت.

her stories reflect the miserables of the poor.

داستان‌های او بازتاب فلاکت‌های فقرا است.

we must address the miserables faced by refugees.

ما باید به فلاکت‌هایی که آوارگان با آن روبرو هستند رسیدگی کنیم.

they documented the miserables in their report.

آنها فلاکت‌ها را در گزارش خود مستند کردند.

the film portrays the miserables of the oppressed.

فیلم فلاکت‌های ستمدیدگان را به تصویر می‌کشد.

understanding the miserables helps us empathize.

درک فلاکت‌ها به ما کمک می‌کند همدلی کنیم.

he expressed the miserables through his art.

او فلاکت‌ها را از طریق هنر خود بیان کرد.

we should not ignore the miserables in our community.

ما نباید به فلاکت‌های موجود در جامعه خود بی‌توجهی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید