misgive me
به من احساس ناراحتی بده
misgive you
به تو احساس ناراحتی بده
misgive him
به او احساس ناراحتی بده
misgive her
به او احساس ناراحتی بده
misgive them
به آنها احساس ناراحتی بده
misgive us
به ما احساس ناراحتی بده
misgive the mind
به ذهن احساس ناراحتی بده
misgive the heart
به قلب احساس ناراحتی بده
misgive the soul
به روح احساس ناراحتی بده
misgive in silence
در سکوت احساس ناراحتی بده
her sudden change in attitude began to misgive me.
تغییر ناگهانی نگرش او باعث ایجاد نگرانی در من شد.
he didn't misgive about the outcome of the project.
او در مورد نتیجه پروژه نگران نبود.
sometimes, it's wise to misgive when things seem too good to be true.
گاهی اوقات، عاقلانه است که وقتی همه چیز خیلی خوب به نظر می رسد، نگران باشید.
the rumors about the company misgive investors.
شایعات مربوط به شرکت سرمایه گذاران را نگران می کند.
i began to misgive about his intentions.
من شروع به نگران شدن در مورد قصد و نیات او کردم.
her lack of experience misgave the team.
کمبود تجربه او تیم را نگران کرد.
they misgive when they hear the news of layoffs.
وقتی خبر اخراج را می شنوند نگران می شوند.
it is natural to misgive when faced with uncertainty.
وقتی با عدم قطعیت روبرو می شوید، طبیعی است که نگران باشید.
his constant excuses began to misgive me.
توضیحات مداوم او باعث ایجاد نگرانی در من شد.
don't misgive; everything will turn out fine.
نگران نباشید؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
misgive me
به من احساس ناراحتی بده
misgive you
به تو احساس ناراحتی بده
misgive him
به او احساس ناراحتی بده
misgive her
به او احساس ناراحتی بده
misgive them
به آنها احساس ناراحتی بده
misgive us
به ما احساس ناراحتی بده
misgive the mind
به ذهن احساس ناراحتی بده
misgive the heart
به قلب احساس ناراحتی بده
misgive the soul
به روح احساس ناراحتی بده
misgive in silence
در سکوت احساس ناراحتی بده
her sudden change in attitude began to misgive me.
تغییر ناگهانی نگرش او باعث ایجاد نگرانی در من شد.
he didn't misgive about the outcome of the project.
او در مورد نتیجه پروژه نگران نبود.
sometimes, it's wise to misgive when things seem too good to be true.
گاهی اوقات، عاقلانه است که وقتی همه چیز خیلی خوب به نظر می رسد، نگران باشید.
the rumors about the company misgive investors.
شایعات مربوط به شرکت سرمایه گذاران را نگران می کند.
i began to misgive about his intentions.
من شروع به نگران شدن در مورد قصد و نیات او کردم.
her lack of experience misgave the team.
کمبود تجربه او تیم را نگران کرد.
they misgive when they hear the news of layoffs.
وقتی خبر اخراج را می شنوند نگران می شوند.
it is natural to misgive when faced with uncertainty.
وقتی با عدم قطعیت روبرو می شوید، طبیعی است که نگران باشید.
his constant excuses began to misgive me.
توضیحات مداوم او باعث ایجاد نگرانی در من شد.
don't misgive; everything will turn out fine.
نگران نباشید؛ همه چیز خوب پیش خواهد رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید