modulable design
طراحی قابل انعطاط
modulable system
سیستم قابل انعطاط
modulable structure
ساختار قابل انعطاط
modulable layout
چیدمان قابل انعطاط
modulable components
قطعات قابل انعطاط
modulable parts
قطعات قابل انعطاط
more modulable
بیشتر قابل انعطاط
highly modulable
بسیار قابل انعطاط
fully modulable
کاملاً قابل انعطاط
easily modulable
به راحتی قابل انعطاط
the new shelving system is modulable and adapts to narrow hallways.
سیستم قفسهبندی جدید قابل تنظیم است و با راهروهای باریک سازگار میشود.
we chose modulable furniture to reconfigure the studio for classes and events.
ما مبلمان قابل تنظیم را انتخاب کردیم تا استودیو را برای کلاسها و رویدادها دوباره پیکربندی کنیم.
this modulable lighting kit lets you expand the setup as your needs grow.
این کیت نورپردازی قابل تنظیم به شما این امکان را میدهد تا با رشد نیازهای خود، تنظیمات را گسترش دهید.
the architect proposed a modulable floor plan that can change over time.
معمار یک طرح کف قابل تنظیم پیشنهاد کرد که میتواند در طول زمان تغییر کند.
our product line uses modulable components for faster assembly and repairs.
خط تولید ما از اجزای قابل تنظیم برای مونتاژ و تعمیرات سریعتر استفاده میکند.
the classroom has modulable partitions to create quiet corners when needed.
کلاس درس دارای پارتیشنهای قابل تنظیم است تا در صورت نیاز گوشههای آرام ایجاد کند.
they designed a modulable storage solution that fits both closets and garages.
آنها یک راه حل ذخیره سازی قابل تنظیم طراحی کردند که هم برای کمد و هم برای گاراژ مناسب است.
a modulable workstation helps the team switch between solo work and collaboration.
یک ایستگاه کاری قابل تنظیم به تیم کمک میکند تا بین کار انفرادی و همکاری جابجا شود.
we need a modulable platform that integrates easily with existing services.
ما به یک پلتفرم قابل تنظیم نیاز داریم که به راحتی با خدمات موجود ادغام شود.
the device supports modulable upgrades, so users can replace only what they need.
دستگاه از ارتقاء قابل تنظیم پشتیبانی میکند، بنابراین کاربران میتوانند فقط آنچه را که نیاز دارند جایگزین کنند.
his modulable approach to training adjusts intensity based on daily feedback.
روش قابل تنظیم او برای آموزش، شدت را بر اساس بازخورد روزانه تنظیم میکند.
the company adopted modulable packaging to reduce waste across different sizes.
شرکت از بستهبندی قابل تنظیم برای کاهش ضایعات در اندازههای مختلف استفاده کرد.
modulable design
طراحی قابل انعطاط
modulable system
سیستم قابل انعطاط
modulable structure
ساختار قابل انعطاط
modulable layout
چیدمان قابل انعطاط
modulable components
قطعات قابل انعطاط
modulable parts
قطعات قابل انعطاط
more modulable
بیشتر قابل انعطاط
highly modulable
بسیار قابل انعطاط
fully modulable
کاملاً قابل انعطاط
easily modulable
به راحتی قابل انعطاط
the new shelving system is modulable and adapts to narrow hallways.
سیستم قفسهبندی جدید قابل تنظیم است و با راهروهای باریک سازگار میشود.
we chose modulable furniture to reconfigure the studio for classes and events.
ما مبلمان قابل تنظیم را انتخاب کردیم تا استودیو را برای کلاسها و رویدادها دوباره پیکربندی کنیم.
this modulable lighting kit lets you expand the setup as your needs grow.
این کیت نورپردازی قابل تنظیم به شما این امکان را میدهد تا با رشد نیازهای خود، تنظیمات را گسترش دهید.
the architect proposed a modulable floor plan that can change over time.
معمار یک طرح کف قابل تنظیم پیشنهاد کرد که میتواند در طول زمان تغییر کند.
our product line uses modulable components for faster assembly and repairs.
خط تولید ما از اجزای قابل تنظیم برای مونتاژ و تعمیرات سریعتر استفاده میکند.
the classroom has modulable partitions to create quiet corners when needed.
کلاس درس دارای پارتیشنهای قابل تنظیم است تا در صورت نیاز گوشههای آرام ایجاد کند.
they designed a modulable storage solution that fits both closets and garages.
آنها یک راه حل ذخیره سازی قابل تنظیم طراحی کردند که هم برای کمد و هم برای گاراژ مناسب است.
a modulable workstation helps the team switch between solo work and collaboration.
یک ایستگاه کاری قابل تنظیم به تیم کمک میکند تا بین کار انفرادی و همکاری جابجا شود.
we need a modulable platform that integrates easily with existing services.
ما به یک پلتفرم قابل تنظیم نیاز داریم که به راحتی با خدمات موجود ادغام شود.
the device supports modulable upgrades, so users can replace only what they need.
دستگاه از ارتقاء قابل تنظیم پشتیبانی میکند، بنابراین کاربران میتوانند فقط آنچه را که نیاز دارند جایگزین کنند.
his modulable approach to training adjusts intensity based on daily feedback.
روش قابل تنظیم او برای آموزش، شدت را بر اساس بازخورد روزانه تنظیم میکند.
the company adopted modulable packaging to reduce waste across different sizes.
شرکت از بستهبندی قابل تنظیم برای کاهش ضایعات در اندازههای مختلف استفاده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید