moiling

[ایالات متحده]/ˈmɔɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɔɪlɪŋ/

ترجمه

v. سخت کار کردن؛ زحمت کشیدن؛ با دقت کار کردن؛ در حال حرکت مداوم بودن
adj. بی نظم؛ پر زحمت؛ کوشا
Word Forms
جمعmoilings

عبارات و ترکیب‌ها

moiling away

در حال تلاش و کوشش

moiling about

در حال رفت و آمد

moiling in

در میان

moiling over

نگران بودن

moiling through

عبور کردن

moiling hard

سخت تلاش کردن

moiling away time

از دست دادن وقت

moiling for success

برای رسیدن به موفقیت

moiling in circles

در چرخه‌های تکراری

جملات نمونه

she spent the entire day moiling in the garden.

او تمام روز را در باغ مشغول بود.

after moiling at work, he finally took a break.

بعد از گذراندن وقت در محل کار، او بالاخره استراحت کرد.

moiling over the project, they missed the deadline.

درگیر شدن با پروژه باعث شد آنها مهلت مقرر را از دست بدهند.

she was moiling away at her studies all night.

او تمام شب را مشغول تحصیل بود.

he is always moiling in the kitchen, trying new recipes.

او همیشه در آشپزخانه مشغول است و دستور العمل های جدید را امتحان می کند.

moiling through the paperwork took longer than expected.

پرداختن به مدارک بیشتر از حد انتظار طول کشید.

they were moiling away to finish the project on time.

آنها برای اتمام پروژه به موقع سخت تلاش می کردند.

moiling in the heat made him feel exhausted.

سر گرما باعث شد او احساس خستگی کند.

she enjoys moiling with her friends during weekends.

او از گذراندن وقت با دوستانش در آخر هفته ها لذت می برد.

moiling at the gym is part of his daily routine.

رفتن به باشگاه ورزشی بخشی از برنامه روزانه او است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید