monitions

[ایالات متحده]/məˈnɪʃən/
[بریتانیا]/məˈnɪʃən/

ترجمه

n. مشاوره یا هشدار؛ اطلاعیه یا تذکر؛ هشدار یا احضاریه کتبی

عبارات و ترکیب‌ها

final monition

هشدار نهایی

stern monition

هشدار سخت

clear monition

هشدار واضح

urgent monition

هشدار فوری

veiled monition

هشدار پنهان

gentle monition

هشدار ملایم

serious monition

هشدار جدی

implicit monition

هشدار ضمنی

timely monition

هشدار به موقع

frequent monition

هشدار مکرر

جملات نمونه

he received a monition about his tardiness.

او در مورد دیر رسیدنش تذکری دریافت کرد.

the teacher gave a monition before the test.

معلم قبل از امتحان تذکری داد.

her monition was ignored by the team.

تذکر او توسط تیم نادیده گرفته شد.

they acted on the monition of their manager.

آنها بر اساس تذکر مدیر خود عمل کردند.

his monition about the storm proved to be accurate.

تذکر او در مورد طوفان درست از آب درآمد.

a clear monition was sent to all employees.

یک تذکر واضح به همه کارمندان ارسال شد.

ignoring her monition could lead to serious consequences.

نادیده گرفتن تذکر او می تواند منجر به عواقب جدی شود.

the monition to stay indoors was issued during the hurricane.

تذکر مبنی بر ماندن در داخل خانه در طول گردباد صادر شد.

he finally heeded the monition from his friends.

او بالاخره به تذکر دوستانش گوش داد.

her monition about the investment risks was valid.

تذکر او در مورد خطرات سرمایه گذاری معتبر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید