moralized

[ایالات متحده]/ˈmɒrəlaɪzd/
[بریتانیا]/ˈmɔːrəlaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درباره اخلاق یا اصول صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

moralized behavior

رفتار اخزاری

moralized society

جامعه اخزاری

moralized values

ارزش‌های اخزاری

moralized perspective

دیدگاه اخزاری

moralized judgment

قضاوت اخزاری

moralized discourse

گفتمان اخزاری

moralized authority

قدرت اخزاری

moralized education

آموزش اخزاری

moralized culture

فرهنگ اخزاری

moralized norms

هنجارهای اخزاری

جملات نمونه

she moralized about the importance of honesty in relationships.

او درباره اهمیت صداقت در روابط اخلاقی کرد.

he often moralized during his lectures to inspire his students.

او اغلب در طول سخنرانی هایش برای الهام بخشیدن به دانشجویان خود اخلاقی می کرد.

the article moralized the need for environmental responsibility.

مقاله درباره ضرورت مسئولیت زیست محیطی اخلاقی کرد.

they moralized about the consequences of cheating.

آنها درباره عواقب تقلب اخلاقی کردند.

she moralized her story to convey a deeper message.

او داستان خود را برای انتقال یک پیام عمیق تر اخلاقی کرد.

the teacher moralized the students on the value of hard work.

معلم ارزش کار سخت را به دانش آموزان اخلاقی کرد.

he moralized the discussion, emphasizing ethical behavior.

او بحث را اخلاقی کرد و بر رفتار اخلاقی تاکید کرد.

the film moralized about the dangers of greed.

فیلم درباره خطرات طمع اخلاقی کرد.

she moralized her point of view to persuade others.

او دیدگاه خود را اخلاقی کرد تا دیگران را متقاعد کند.

they moralized the community about the importance of kindness.

آنها جامعه را درباره اهمیت مهربانی اخلاقی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید