morphia

[ایالات متحده]/'mɔ:fiə/
[بریتانیا]/ˈmɔrfiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرفین
Word Forms
جمعmorphias

عبارات و ترکیب‌ها

morphia addiction

اعتیاد به مورفیا

جملات نمونه

he was dead, having refused morphia to the last .

او مرده بود، در حالی که تا آخرین لحظه مورفین را امتناع کرده بود.

Method: Quickly apply oxygen and seat, inject morphia and furosemide depress left ventricular end-diastolic pressure and afterload.

روش: اکسیژن و تخت را به سرعت اعمال کنید، مورفین و فورتوئید را تزریق کنید تا فشار انقباضی دیاستولیک بطن چپ و بار پسروید کاهش یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید