moseying

[ایالات متحده]/ˈməʊziɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmoʊziɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل راه رفتن یا حرکت کردن به طور آرام

عبارات و ترکیب‌ها

moseying along

قدم زدن آرام

moseying around

قدم زدن در اطراف

moseying back

بازگشت آرام

moseying home

بازگشت به خانه آرام

moseying off

رفتن آرام

moseying through

قدم زدن از میان

moseying down

قدم زدن به سمت پایین

moseying about

قدم زدن در اطراف

moseying past

قدم زدن از کنار

moseying forward

قدم زدن به جلو

جملات نمونه

he was just moseying along the beach, enjoying the sunset.

او فقط در امتداد ساحل به آرامی قدم می زد و از غروب خورشید لذت می برد.

they spent the afternoon moseying through the park.

آنها بعد از ظهر را در حالی که به آرامی در پارک قدم می زدند گذراندند.

she enjoys moseying around the city, discovering new cafes.

او از قدم زدن آرام در شهر و کشف کافه های جدید لذت می برد.

the dog was moseying in the yard, sniffing the flowers.

سگ در حیاط به آرامی قدم می زد و گل ها را بو می کرد.

after lunch, we started moseying back home.

بعد از ناهار، ما شروع به قدم زدن آرام به سمت خانه کردیم.

he spent the weekend moseying around the countryside.

او آخر هفته را در حالی که به آرامی در اطراف حومه شهر قدم می زد گذراند.

she was moseying through the bookstore, looking for a good read.

او در حال قدم زدن آرام در کتابفروشی بود و به دنبال یک کتاب خوب می گشت.

we were moseying down the street when we bumped into an old friend.

ما در حالی که در خیابان به آرامی قدم می زدیم با یک دوست قدیمی برخورد کردیم.

on weekends, i love moseying around the farmer's market.

در آخر هفته ها، من عاشق قدم زدن آرام در بازار کشاورزان هستم.

he enjoys moseying through art galleries on his days off.

او از قدم زدن آرام در گالری های هنری در روزهای تعطیل خود لذت می برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید