motorwagons

[ایالات متحده]/ˈməʊtəˌwæɡənz/
[بریتانیا]/ˈmoʊtərˌwæɡənz/

ترجمه

n. جمع موتورواگن؛ کامیون‌های کوچک یا وانت‌های تحویل‌دهی سبک

عبارات و ترکیب‌ها

old motorwagons

موتورواگون‌های قدیمی

heavy motorwagons

موتورواگون‌های سنگین

the motorwagon

موتورواگون

electric motorwagons

موتورواگون‌های برقی

driving motorwagons

موتورواگون‌های در حال رانندگی

three motorwagons

سه موتورواگون

small motorwagons

موتورواگون‌های کوچک

large motorwagon

موتورواگون بزرگ

repairing motorwagons

موتورواگون‌های در حال تعمیر

motorwagons arrived

موتورواگون‌ها رسیدند

جملات نمونه

the railway company introduced motorwagons to improve freight transport efficiency.

شرکت ریل‌آهن موتورواگون‌ها را معرفی کرد تا بهره‌وری حمل و نقل کالا را افزایش دهد.

motorwagons have replaced traditional hand-pulled wagons in many industrial areas.

موتورواگون‌ها در بسیاری از مناطق صنعتی جایگزین واگون‌های سنتی کشیده شده با دست شده‌اند.

the new motorwagon system reduced transportation costs significantly.

سیستم جدید موتورواگون‌ها به طور قابل توجهی هزینه‌های حمل و نقل را کاهش داد.

several motorwagons were spotted moving along the narrow mountain tracks.

چندین موتورواگون در حال حرکت در مسیرهای باریک کوهستانی دیده شدند.

the motorwagon fleet underwent major maintenance before the winter season.

فлот موتورواگون‌ها قبل از فصل زمستان به تعمیرات جدی خواهند رفت.

motorwagon traffic has increased dramatically since the new factory opened.

از زمانی که کارخانه جدید باز شد، ترافیک موتورواگون‌ها به طور چشمگیری افزایش یافته است.

the ancient motorwagon route is now considered a historical heritage site.

مسیر قدیمی موتورواگون‌ها اکنون به عنوان یک مکان میراث تاریخی در نظر گرفته شده است.

engineers are developing quieter motorwagons for urban areas.

مهندسان موتورواگون‌های آرام‌تر را برای مناطق شهری در حال توسعه هستند.

the motorwagon schedule was adjusted to accommodate passenger demand.

برنامه موتورواگون‌ها برای پاسخگویی به تقاضای مسافرین تعدیل شد.

motorwagons continue to serve remote communities where roads are unavailable.

موتورواگون‌ها به طور مداوم به جوامع دورافتاده که راه‌هایی وجود ندارد خدمت می‌کنند.

the museum preserved a vintage motorwagon from the early 20th century.

موزه یک موتورواگون گذشته از اوایل قرن بیستم را حفظ کرده است.

motorwagon transport remains essential for mining operations in hilly regions.

حمل و نقل موتورواگون‌ها هنوز برای فعالیت‌های معدن‌کاری در مناطق کوهستانی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید