mucker

[ایالات متحده]/ˈmʌkə/
[بریتانیا]/ˈmʌkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سقوط یا فاجعه سنگین؛ یک آدم بد یا شیاد؛ شخصی که سنگ‌های زائد را حذف می‌کند
Word Forms
جمعmuckers

عبارات و ترکیب‌ها

dirty mucker

کثیف‌مغز

silly mucker

خنگ‌مغز

lucky mucker

خوش‌شانس‌مغز

old mucker

پیرمغز

matey mucker

هم‌نشین‌مغز

cheeky mucker

بی‌ادب‌مغز

funny mucker

خنده‌دار‌مغز

good mucker

خوب‌مغز

young mucker

جوان‌مغز

crazy mucker

دیوانه‌مغز

جملات نمونه

he's such a mucker, always helping his friends.

او مردی بسیار کمک کننده است، همیشه به دوستانش کمک می‌کند.

don't be a mucker; join us for the fun!

مخرب نباشید؛ به ما بپیوندید تا خوش بگذرانیم!

she called him a mucker for not showing up.

او او را به خاطر غیبتش 'مخرب' صدا زد.

they are a bunch of muckers, always playing pranks.

آنها گروهی از 'مخرب ها' هستند، همیشه شوخی می کنند.

being a mucker can sometimes lead to trouble.

گاهی اوقات 'مخرب' بودن می تواند منجر به مشکل شود.

my brother is a mucker who loves to joke around.

برادر من یک 'مخرب' است که عاشق شوخی کردن است.

he’s a mucker, but we love him for his humor.

او یک 'مخرب' است، اما ما او را به خاطر شوخ طبعی اش دوست داریم.

don't listen to that mucker; he doesn't know anything.

به آن 'مخرب' گوش نده؛ او چیزی نمی داند.

she always hangs out with that mucker from school.

او همیشه با آن 'مخرب' از مدرسه رفت و آمد می کند.

being a mucker is part of his charm.

'مخرب' بودن بخشی از جذابیت اوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید