| جمع | muckers |
dirty mucker
کثیفمغز
silly mucker
خنگمغز
lucky mucker
خوششانسمغز
old mucker
پیرمغز
matey mucker
همنشینمغز
cheeky mucker
بیادبمغز
funny mucker
خندهدارمغز
good mucker
خوبمغز
young mucker
جوانمغز
crazy mucker
دیوانهمغز
he's such a mucker, always helping his friends.
او مردی بسیار کمک کننده است، همیشه به دوستانش کمک میکند.
don't be a mucker; join us for the fun!
مخرب نباشید؛ به ما بپیوندید تا خوش بگذرانیم!
she called him a mucker for not showing up.
او او را به خاطر غیبتش 'مخرب' صدا زد.
they are a bunch of muckers, always playing pranks.
آنها گروهی از 'مخرب ها' هستند، همیشه شوخی می کنند.
being a mucker can sometimes lead to trouble.
گاهی اوقات 'مخرب' بودن می تواند منجر به مشکل شود.
my brother is a mucker who loves to joke around.
برادر من یک 'مخرب' است که عاشق شوخی کردن است.
he’s a mucker, but we love him for his humor.
او یک 'مخرب' است، اما ما او را به خاطر شوخ طبعی اش دوست داریم.
don't listen to that mucker; he doesn't know anything.
به آن 'مخرب' گوش نده؛ او چیزی نمی داند.
she always hangs out with that mucker from school.
او همیشه با آن 'مخرب' از مدرسه رفت و آمد می کند.
being a mucker is part of his charm.
'مخرب' بودن بخشی از جذابیت اوست.
dirty mucker
کثیفمغز
silly mucker
خنگمغز
lucky mucker
خوششانسمغز
old mucker
پیرمغز
matey mucker
همنشینمغز
cheeky mucker
بیادبمغز
funny mucker
خندهدارمغز
good mucker
خوبمغز
young mucker
جوانمغز
crazy mucker
دیوانهمغز
he's such a mucker, always helping his friends.
او مردی بسیار کمک کننده است، همیشه به دوستانش کمک میکند.
don't be a mucker; join us for the fun!
مخرب نباشید؛ به ما بپیوندید تا خوش بگذرانیم!
she called him a mucker for not showing up.
او او را به خاطر غیبتش 'مخرب' صدا زد.
they are a bunch of muckers, always playing pranks.
آنها گروهی از 'مخرب ها' هستند، همیشه شوخی می کنند.
being a mucker can sometimes lead to trouble.
گاهی اوقات 'مخرب' بودن می تواند منجر به مشکل شود.
my brother is a mucker who loves to joke around.
برادر من یک 'مخرب' است که عاشق شوخی کردن است.
he’s a mucker, but we love him for his humor.
او یک 'مخرب' است، اما ما او را به خاطر شوخ طبعی اش دوست داریم.
don't listen to that mucker; he doesn't know anything.
به آن 'مخرب' گوش نده؛ او چیزی نمی داند.
she always hangs out with that mucker from school.
او همیشه با آن 'مخرب' از مدرسه رفت و آمد می کند.
being a mucker is part of his charm.
'مخرب' بودن بخشی از جذابیت اوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید