muckrake

[ایالات متحده]/ˈmʌk.reɪk/
[بریتانیا]/ˈmʌk.reɪk/

ترجمه

vi. جستجو کردن و افشا کردن رسوایی
vt. افشا کردن رسوایی
n. عمل افشا کردن رسوایی؛ یک بیل برای کمپوست
Word Forms
شکل سوم شخص مفردmuckrakes
صفت یا فعل حال استمراریmuckraking
زمان گذشتهmuckraked
قسمت سوم فعلmuckraked

عبارات و ترکیب‌ها

muckrake journalism

روزنامه‌نگاری افشاگری

muckrake politics

سیاست افشاگری

muckrake stories

داستان‌های افشاگری

muckrake scandals

فسادهای افشا شده

muckrake media

رسانه های افشاگری

muckrake investigation

تحقیقات افشاگری

muckrake reporting

گزارش‌دهی افشاگری

muckrake exposes

افشاگری‌ها

muckrake writers

نویسندگان افشاگر

muckrake ethics

اخلاق افشاگری

جملات نمونه

journalists often muckrake to uncover hidden truths.

روزنامه‌نگاران اغلب برای کشف حقایق پنهان، کنکاش می‌کنند.

he was known to muckrake about political corruption.

او به دلیل کنکاش در مورد فساد سیاسی شناخته شده بود.

many believe that muckraking is essential for democracy.

بسیاری معتقدند که کنکاش برای دموکراسی ضروری است.

she decided to muckrake in her latest article.

او تصمیم گرفت در آخرین مقاله خود کنکاش کند.

his muckraking efforts led to significant reforms.

تلاش‌های کنکاشی او منجر به اصلاحات مهم شد.

they accused the reporter of muckraking for sensationalism.

آنها گزارشگر را به دلیل کنکاش برای ایجاد سنساسیون متهم کردند.

muckraking can sometimes damage reputations unfairly.

کونکاش گاهی اوقات می‌تواند به طور ناعادلانه به شهرت آسیب برساند.

she has a talent for muckraking and investigative journalism.

او در زمینه کنکاش و روزنامه‌نگاری تحقیقی استعداد دارد.

the muckrake movement gained momentum in the early 20th century.

جنبش کنکاش در اوایل قرن بیستم قدرت گرفت.

to muckrake effectively, one must research thoroughly.

برای کنکاش موثر، فرد باید به طور کامل تحقیق کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید