narcissisms

[ایالات متحده]/ˈnɑːsɪsɪzəmz/
[بریتانیا]/ˈnɑːrˌsɪsɪzəmz/

ترجمه

n. علاقه مفرط به خود و ظاهر فیزیکی خود

عبارات و ترکیب‌ها

extreme narcissisms

خودشیفتگی‌های شدید

social narcissisms

خودشیفتگی‌های اجتماعی

cultural narcissisms

خودشیفتگی‌های فرهنگی

personal narcissisms

خودشیفتگی‌های شخصی

hidden narcissisms

خودشیفتگی‌های پنهان

toxic narcissisms

خودشیفتگی‌های سمی

narcissisms in relationships

خودشیفتگی در روابط

narcissisms and empathy

خودشیفتگی و همدلی

narcissisms of power

خودشیفتگی قدرت

narcissisms in leadership

خودشیفتگی در رهبری

جملات نمونه

his narcissisms often alienate his friends.

خودشیفتگی‌های او اغلب دوستانش را بیگانه می‌کنند.

she is known for her narcissisms and self-obsession.

او به خاطر خودشیفتگی و خودخواهی‌اش شناخته می‌شود.

narcissisms can lead to toxic relationships.

خودشیفتگی می‌تواند منجر به روابط سمی شود.

his constant narcissisms make it hard to connect with him.

خودشیفتگی‌های مداوم او ارتباط با او را دشوار می‌کند.

her narcissisms were evident in her social media posts.

خودشیفتگی او در پست‌های رسانه‌های اجتماعی‌اش آشکار بود.

narcissisms can be a barrier to personal growth.

خودشیفتگی می‌تواند مانعی برای رشد شخصی باشد.

he often displays narcissisms in group settings.

او اغلب خودشیفتگی را در محیط‌های گروهی نشان می‌دهد.

her narcissisms make her blind to others' needs.

خودشیفتگی او باعث می‌شود نسبت به نیازهای دیگران کور باشد.

narcissisms can manifest in various ways.

خودشیفتگی می‌تواند به روش‌های مختلف بروز کند.

understanding narcissisms is crucial for better relationships.

درک خودشیفتگی برای داشتن روابط بهتر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید