negativenesses

[ایالات متحده]/ˈnɛɡətɪvnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈnɛɡətɪvnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت منفی بودن یا بدبین بودن

عبارات و ترکیب‌ها

overcoming negativenesses

غلبه بر منفی‌گرایی‌ها

addressing negativenesses

رسیدگی به منفی‌گرایی‌ها

recognizing negativenesses

تشخیص منفی‌گرایی‌ها

analyzing negativenesses

تجزیه و تحلیل منفی‌گرایی‌ها

combating negativenesses

مقابله با منفی‌گرایی‌ها

mitigating negativenesses

کاهش منفی‌گرایی‌ها

confronting negativenesses

رویارویی با منفی‌گرایی‌ها

transforming negativenesses

تغییر منفی‌گرایی‌ها

embracing negativenesses

پذیرش منفی‌گرایی‌ها

understanding negativenesses

درک منفی‌گرایی‌ها

جملات نمونه

his negativenesses often affect the team's morale.

اثرات منفی او اغلب بر روحیه تیم تأثیر می‌گذارد.

we need to address the negativenesses in our feedback.

ما باید به негатив‌ها در بازخورد خود رسیدگی کنیم.

her negativenesses can be overwhelming at times.

اثرات منفی او گاهی اوقات طاقت‌فرسا است.

recognizing our negativenesses is the first step to improvement.

تشخیص негатив‌ها اولین قدم برای بهبود است.

he tends to focus on the negativenesses rather than the positives.

او معمولاً روی негатив‌ها تمرکز می‌کند تا مثبت‌ها.

we should not let negativenesses cloud our judgment.

ما نباید اجازه دهیم негатив‌ها قضاوت ما را مخدوش کند.

her constant negativenesses create a toxic environment.

اثرات منفی او به طور مداوم یک محیط سمی ایجاد می‌کند.

addressing our negativenesses can lead to better relationships.

رسیدگی به негатив‌ها می‌تواند منجر به روابط بهتر شود.

his negativenesses were evident during the meeting.

اثرات منفی او در طول جلسه آشکار بود.

we need to find ways to cope with our negativenesses.

ما باید راه‌هایی برای مقابله با негатив‌های خود پیدا کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید