negotations

[ایالات متحده]/nɪˌɡəʊʃiˈeɪʃənz/
[بریتانیا]/nɪˌɡoʊʃiˈeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع نegotiation؛ بحث‌هایی که به منظور دستیابی به توافق انجام می‌شود.

جملات نمونه

the two countries entered into peace negotiations after decades of conflict.

دو کشور پس از دهه‌ها درگیری به مذاکرات صلح وارد شدند.

salary negotiations between the union and management have been ongoing for weeks.

مذاکرات حقوقی بین اتحاد و مدیریت به مدت هفته‌ها ادامه داشته است.

trade negotiations are expected to conclude by the end of the month.

مذاکرات تجاری تا پایان ماه انتظار می‌رود به پایان برسد.

the company broke off contract negotiations due to disagreements over terms.

شرکت به دلیل اختلافات در مورد شرایط، مذاکرات قرارداد را لغو کرد.

successful negotiations require both parties to compromise.

مذاکرات موفقیت‌آمیز نیاز به تسلیم‌گویی هر دو طرف دارد.

ongoing negotiations have brought the conflicting sides closer together.

مذاکرات ادامه‌دار دو طرف درگیر را به هم نزدیک‌تر کرده است.

the lengthy negotiations finally produced a mutually beneficial agreement.

مذاکرات طولانی در نهایت به یک توافق متقابل مفید منجر شد.

business negotiations often involve lengthy discussions about pricing.

مذاکرات تجاری اغلب شامل بحث‌های طولانی درباره قیمت‌گذاری می‌شود.

diplomatic negotiations aim to resolve international disputes peacefully.

مذاکرات دیپلماتیک به حل اختلافات بین‌المللی به صورت صلح‌آمیز هدف دارد.

the negotiations stalled over the issue of territorial boundaries.

مذاکرات به دلیل مسئله مرزهای زمینی متوقف شد.

international negotiations require patience and cultural understanding.

مذاکرات بین‌المللی نیاز به صبر و درک فرهنگی دارد.

both parties resumed negotiations after a brief hiatus.

هر دو طرف پس از یک استراحت کوتاه مذاکرات را از سر گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید