nemesis

[ایالات متحده]/ˈneməsɪs/
[بریتانیا]/ˈneməsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقام؛ کسی که مجازات اعمال می‌کند؛ مجازات الهی.
Word Forms
جمعnemeses

جملات نمونه

Nemesis is notoriously slow.

نمسیس به طور مشهور کند است.

one risks nemesis by uttering such words.

با گفتن چنین کلماتی، فرد خطر مواجهه با نمسیس را به جان می‌خرد.

nothing called down the wrath of Nemesis quicker.

هیچ‌چیز خشم نمسیس را سریع‌تر فراخوانی نکرد.

To follow the proposed course of action is to invite nemesis.

دنبال کردن مسیر عملیاتی پیشنهادی به معنای دعوت از نمسیس است.

It's a tricky time for consumers, because the answer depends on the food — and some are losing trans fat only to hae another artery clogger take its place, that old nemesis saturated fat.

این زمانه‌ای دشوار برای مصرف‌کنندگان است، زیرا پاسخ به نوع غذا بستگی دارد - و برخی چربی ترانس را از دست می‌دهند تا اینکه یک عامل مسدودکننده دیگری، آن دشمن قدیمی، چربی اشباع شده، جایگزین آن شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید