netted fabric
پارچه توری
netted material
مواد توری
on the net
در شبکه
net of
شبکه از
net profit
سود خالص
net income
درآمد خالص
on net
در شبکه
safety net
توربین ایمنی
net worth
ارزش خالص
net work
شبکه کاری
net present value
ارزش فعلی خالص
net weight
وزن خالص
net friend
دوست اینترنتی
net cash
وجه نقد خالص
net sales
فروش خالص
power net
شبکه برق
net framework
چارچوب نت
net asset
دارایی خالص
net value
ارزش خالص
fishing net
تور ماهیگیری
net effect
اثر خالص
surf the net
در شبکه گشتن
Butler netted 14 goals.
با 14 گل، باتلر دروازه را مورد هدف قرار داد.
The sale netted me a good profit.
فروش سود خوبی برای من به ارمغان آورد.
The sale netted a fat profit for the company.
فروش سود زیادی برای شرکت به ارمغان آورد.
She has netted herself a rich husband.
او شوهر ثروتمندی برای خود به دست آورده است.
It netted us a handsome profit.
این مبلغ سود خوبی برای ما به ارمغان آورد.
the scrap or salvage value should be netted off against the original purchase price.
ارزش ضایعات یا بازیافت باید از قیمت خرید اصلی کسر شود.
netted the city over $30 million in new ratables.
برای شهر بیش از 30 میلیون دلار در مالیات جدید به ارمغان آورد.
customs officials have netted large caches of drugs.
مقامات گمرکی انبارهای بزرگی از مواد مخدر را به دام انداخته اند.
we fenced off a rabbit-proof area for vegetables and netted the top.
ما یک منطقه ضد خرگوش برای سبزیجات حصار کشی کردیم و بالای آن را با توری پوشاندیم.
the land netted its owner a turnover of $800,000.
این زمین صاحب آن را به گردش مالی 800000 دلاری رساند.
Nutlets 4, obovoid, netted on back, areole nearly 1/2 as long as nutlet.
نوتلتها 4، تخممرغی شکل، با بافت شبکه مانند در پشت، هاله تقریباً به طول نوتلت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید