| جمع | no-brainers |
no-brainer decision
تصمیم آسان
it's a no-brainer
یک تصمیم آسان است
no-brainer choice
انتخاب آسان
that's a no-brainer
یک تصمیم آسان است
was a no-brainer
یک تصمیم آسان بود
being a no-brainer
داشتن یک تصمیم آسان
pure no-brainer
یک تصمیم آسان محض
absolute no-brainer
یک تصمیم آسان مطلق
clear no-brainer
یک تصمیم آسان آشکار
buying a house in that neighborhood is a no-brainer.
خریدن خانه در آن محله یک تصمیم بسیار آسان بود.
choosing the experienced candidate was a no-brainer for the team.
انتخاب نامزد با تجربه برای تیم یک تصمیم بسیار آسان بود.
investing in renewable energy is a no-brainer for a sustainable future.
سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر برای آینده ای پایدار یک تصمیم بسیار آسان است.
accepting the job offer was a no-brainer after the interview.
پذیرفتن پیشنهاد شغلی پس از مصاحبه یک تصمیم بسیار آسان بود.
it's a no-brainer to wear a coat on a cold day.
پوشیدن بارانی در یک روز سرد یک تصمیم بسیار آسان است.
the decision to support the charity was a complete no-brainer.
تصمیم برای حمایت از خیریه یک تصمیم بسیار آسان بود.
joining the gym was a no-brainer for improving his health.
عضویت در باشگاه برای بهبود سلامتی او یک تصمیم بسیار آسان بود.
taking the promotion was a no-brainer for her career advancement.
قبول ارتقا برای پیشرفت شغلی او یک تصمیم بسیار آسان بود.
it's a no-brainer to back up your computer files regularly.
تهیه نسخه پشتیبان از فایل های کامپیوتر به طور منظم یک تصمیم بسیار آسان است.
the choice of restaurant was a no-brainer – italian, of course!
انتخاب رستوران یک تصمیم بسیار آسان بود - ایتالیایی، البته!
for him, donating to the cause was a complete no-brainer.
برای او، اهدا به این هدف یک تصمیم بسیار آسان بود.
no-brainer decision
تصمیم آسان
it's a no-brainer
یک تصمیم آسان است
no-brainer choice
انتخاب آسان
that's a no-brainer
یک تصمیم آسان است
was a no-brainer
یک تصمیم آسان بود
being a no-brainer
داشتن یک تصمیم آسان
pure no-brainer
یک تصمیم آسان محض
absolute no-brainer
یک تصمیم آسان مطلق
clear no-brainer
یک تصمیم آسان آشکار
buying a house in that neighborhood is a no-brainer.
خریدن خانه در آن محله یک تصمیم بسیار آسان بود.
choosing the experienced candidate was a no-brainer for the team.
انتخاب نامزد با تجربه برای تیم یک تصمیم بسیار آسان بود.
investing in renewable energy is a no-brainer for a sustainable future.
سرمایه گذاری در انرژی های تجدیدپذیر برای آینده ای پایدار یک تصمیم بسیار آسان است.
accepting the job offer was a no-brainer after the interview.
پذیرفتن پیشنهاد شغلی پس از مصاحبه یک تصمیم بسیار آسان بود.
it's a no-brainer to wear a coat on a cold day.
پوشیدن بارانی در یک روز سرد یک تصمیم بسیار آسان است.
the decision to support the charity was a complete no-brainer.
تصمیم برای حمایت از خیریه یک تصمیم بسیار آسان بود.
joining the gym was a no-brainer for improving his health.
عضویت در باشگاه برای بهبود سلامتی او یک تصمیم بسیار آسان بود.
taking the promotion was a no-brainer for her career advancement.
قبول ارتقا برای پیشرفت شغلی او یک تصمیم بسیار آسان بود.
it's a no-brainer to back up your computer files regularly.
تهیه نسخه پشتیبان از فایل های کامپیوتر به طور منظم یک تصمیم بسیار آسان است.
the choice of restaurant was a no-brainer – italian, of course!
انتخاب رستوران یک تصمیم بسیار آسان بود - ایتالیایی، البته!
for him, donating to the cause was a complete no-brainer.
برای او، اهدا به این هدف یک تصمیم بسیار آسان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید