non-stimulating

[ایالات متحده]/[nɒn ˈstɪmjʊlɪtɪŋ]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈstɪmjʊlətɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌انگیزه کننده یا کسل کننده؛ خسته کننده؛ فاقد فعالیت یا رشد؛ فاقد تحریک؛ بی‌مزه.

عبارات و ترکیب‌ها

non-stimulating activity

فعالیت غیر محرک کننده

non-stimulating environment

محیط غیر محرک کننده

was non-stimulating

غیر محرک کننده بود

find non-stimulating

غیر محرک کننده پیدا کنید

non-stimulating effect

اثر غیر محرک کننده

being non-stimulating

در حال غیر محرک کننده بودن

rather non-stimulating

نسبتاً غیر محرک کننده

non-stimulating content

محتوای غیر محرک کننده

seem non-stimulating

غیر محرک کننده به نظر برسد

non-stimulating task

وظیفه غیر محرک کننده

جملات نمونه

the doctor recommended a non-stimulating environment for the patient's recovery.

پزشک یک محیط غیرتحریک‌کننده برای بهبودی بیمار توصیه کرد.

we sought out non-stimulating activities to calm the anxious child.

ما به دنبال فعالیت‌های غیرتحریک‌کننده برای آرام کردن کودک مضطرب بودیم.

a non-stimulating diet can sometimes help with digestive issues.

یک رژیم غذایی غیرتحریک‌کننده گاهی اوقات می‌تواند به مشکلات گوارشی کمک کند.

the therapist suggested a non-stimulating routine to reduce anxiety.

درمانگر یک روال غیرتحریک‌کننده برای کاهش اضطراب پیشنهاد کرد.

the museum offered a non-stimulating space for quiet contemplation.

موزه یک فضای غیرتحریک‌کننده برای تفکر آرام ارائه داد.

he preferred a non-stimulating game to something overly competitive.

او یک بازی غیرتحریک‌کننده را به چیزی بیش از حد رقابتی ترجیح می‌داد.

the classroom was designed to be non-stimulating and conducive to learning.

کلاس درس به گونه‌ای طراحی شده بود که غیرتحریک‌کننده و مناسب برای یادگیری باشد.

she found a non-stimulating book to read before bed.

او یک کتاب غیرتحریک‌کننده برای خواندن قبل از خواب پیدا کرد.

the company created a non-stimulating marketing campaign to avoid controversy.

شرکت یک کمپین بازاریابی غیرتحریک‌کننده برای جلوگیری از جنجال ایجاد کرد.

a non-stimulating workout routine can be beneficial for recovery.

یک روال تمرینی غیرتحریک‌کننده می‌تواند برای بهبودی مفید باشد.

the artist aimed for a non-stimulating color palette in the painting.

هنرمند به دنبال یک پالت رنگی غیرتحریک‌کننده در نقاشی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید