non-voter

[ایالات متحده]/[ˈnɒn ˈvəʊtə]/
[بریتانیا]/[ˈnɑːn ˈvoʊtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که در انتخابات رای نمی‌دهد؛ کسی که از رای‌گذاری پرهیز می‌کند.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

non-voter turnout

شرکت نکردن در رأی‌گیری

a non-voter

شرکت‌کننده نکردن در رأی‌گیری

non-voter reasons

دلایل عدم شرکت در رأی‌گیری

becoming a non-voter

درآوردن شرکت‌کننده نکردن در رأی‌گیری

the non-voter

شرکت‌کننده نکردن در رأی‌گیری

non-voter bloc

گروه شرکت‌کننده نکردن در رأی‌گیری

attracting non-voters

جذب شرکت‌کنندگان نکردن در رأی‌گیری

identifying non-voters

شناسایی شرکت‌کنندگان نکردن در رأی‌گیری

former non-voter

شرکت‌کننده نکردن در رأی‌گیری قبلی

potential non-voter

شرکت‌کننده نکردن در رأی‌گیری پتانسیل

جملات نمونه

the campaign targeted the non-voter demographic with social media ads.

این کمپین با استفاده از تبلیغات رسانه اجتماعی به دنبال جذب ناخواسته‌های انتخاباتی بود.

a significant portion of young adults remain non-voter.

بخش زیادی از جوانان هنوز ناخواسته‌های انتخاباتی هستند.

efforts are underway to engage the non-voter and increase turnout.

تلاش‌هایی در جهت جذب ناخواسته‌های انتخاباتی و افزایش مشارکت در حال انجام است.

the non-voter's reasons for abstaining are complex and varied.

دلایل ناخواسته‌های انتخاباتی برای عدم رای دادن پیچیده و متنوع است.

reaching the non-voter requires understanding their concerns.

دستیابی به ناخواسته‌های انتخاباتی نیازمند درک نگرانی‌های آن‌هاست.

the non-voter represents a crucial segment for any political party.

ناخواسته‌های انتخاباتی یک قطعه حیاتی برای هر حزب سیاسی را نشان می‌دهند.

many non-voters feel their voice doesn't matter in politics.

بسیاری از ناخواسته‌های انتخاباتی احساس می‌کنند که صدایشان در سیاست مهم نیست.

the study examined the characteristics of the non-voter population.

این مطالعه ویژگی‌های جمعیت ناخواسته‌های انتخاباتی را بررسی کرد.

motivating the non-voter is a key challenge for election organizers.

تقویت ناخواسته‌های انتخاباتی یک چالش کلیدی برای سازمان‌دهندگان انتخابات است.

the candidate hoped to persuade the non-voter to cast a ballot.

نامزد امیدوار بود که ناخواسته‌های انتخاباتی را به صدور رای تشویق کند.

apathy among the non-voter can impact election outcomes.

نادانی در میان ناخواسته‌های انتخاباتی می‌تواند نتایج انتخابات را تحت تأثیر قرار دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید