nonadditively

[ایالات متحده]/nɒnˈædɪtɪvli/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˌædɪtɪvli/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که مقادیر یا اثرات به صورت جمعی اضافه نشوند؛ بدون رفتار افزایشی؛ به نحوی که اثر ترکیبی برابر با مجموع اثرات فردی نباشد؛ به گونه‌ای که نتایج افزایشی ایجاد نشود؛ بدون ویژگی افزایشی؛ بدون اثر یا ویژگی افزایشی؛ بدون نشان دادن افزایشی بودن؛ با شکست در نشان دادن اثر تجمعی که مجموع اثرات فردی برابر با اثر ترکیبی باشد؛ به نحوی که افزایشی نباشد؛ به گونه‌ای که مقادیر یا اثرات به سادگی انباشته نشوند؛ بدون رفتار افزایشی.

عبارات و ترکیب‌ها

nonadditively combined

ترکیب غیر افزایشی

nonadditively interacting

تعامل غیر افزایشی

nonadditively acting

عمل غیر افزایشی

nonadditively blending

ترکیب غیر افزایشی

nonadditively influenced

تحت تأثیر غیر افزایشی

nonadditively aggregated

گردآوری غیر افزایشی

nonadditively responding

واکنش غیر افزایشی

nonadditively growing

رشد غیر افزایشی

nonadditively changing

تغییر غیر افزایشی

nonadditively affecting

اثرگذاری غیر افزایشی

جملات نمونه

the effects of the two drugs combined nonadditively to reduce blood pressure.

اثرات دو دارو با ترکیب غیر جمعی، فشار خون را کاهش دادند.

the benefits of exercise and a healthy diet often accrue nonadditively.

مزایای ورزش و رژیم غذایی سالم اغلب به صورت غیر جمعی به دست می‌آیند.

the team's success wasn’t simply additive; their individual contributions combined nonadditively.

موفقیت تیم صرفاً جمعی نبود؛ مشارکت‌های فردی آنها به صورت غیر جمعی ترکیب شدند.

the model predicted that the factors would interact nonadditively, impacting sales significantly.

مدل پیش‌بینی کرد که این عوامل به صورت غیر جمعی با هم تعامل خواهند داشت و تأثیر قابل توجهی بر فروش خواهند گذاشت.

the risk factors didn't simply add up; they interacted nonadditively over time.

عوامل خطر به سادگی جمع نشدند؛ آنها در طول زمان به صورت غیر جمعی با هم تعامل داشتند.

the chemical reactions blended nonadditively, creating an unexpected compound.

واکنش‌های شیمیایی به صورت غیر جمعی ترکیب شدند و یک ترکیب غیرمنتظره ایجاد کردند.

customer satisfaction increased nonadditively with each new feature we launched.

رضایت مشتری با هر ویژگی جدیدی که راه اندازی کردیم، به صورت غیر جمعی افزایش یافت.

the city’s growth spurred nonadditively by technological advancements and infrastructure investments.

رشد شهر به طور غیر جمعی توسط پیشرفت‌های فناوری و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها تقویت شد.

their skills complemented each other nonadditively, resulting in a stronger final product.

مهارت‌های آنها به صورت غیر جمعی مکمل یکدیگر بودند و منجر به یک محصول نهایی قوی‌تر شد.

the changes in policy influenced the economy nonadditively leading to unforeseen consequences.

تغییرات در سیاست‌ها به طور غیر جمعی بر اقتصاد تأثیر گذاشت و منجر به عواقب غیرمنتظره شد.

employee morale improved nonadditively after the reorganization, boosting productivity.

اخلاق کاری کارکنان پس از بازسازی به طور غیر جمعی بهبود یافت و بهره‌وری را افزایش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید