noosing

[ایالات متحده]/ˈnuːsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnuːsɪŋ/

ترجمه

v. عمل ایجاد یک گره

عبارات و ترکیب‌ها

noosing rope

طناب‌کشی

noosing knot

گره زدن

noosing trap

تله بستن

noosing technique

تکنیک بستن

noosing method

روش بستن

noosing action

عمل بستن

noosing device

وسیله بستن

noosing line

خط بستن

noosing slip

لغزش بستن

noosing challenge

چالش بستن

جملات نمونه

the detective found noosing evidence at the crime scene.

مامور ویژه شواهد مربوط به جرم را در صحنه جرم پیدا کرد.

the climber was noosing the rope securely before the ascent.

صخره‌نورد قبل از صعود طناب را به طور ایمن محکم کرد.

noosing the fishing line is essential for a good catch.

محکم کردن نخ ماهیگیری برای گرفتن خوب ضروری است.

he was noosing the horse to prepare for the ride.

او برای سواری اسب را آماده کرد.

the artist was noosing the canvas to the frame.

هنرمند بوم را به قاب متصل کرد.

noosing the bag tightly helped avoid spills.

محکم کردن کیسه به جلوگیری از ریختن کمک کرد.

she was noosing the cords to keep everything organized.

او سیم‌ها را محکم کرد تا همه چیز مرتب بماند.

the team was noosing the equipment before the event.

تیم تجهیزات را قبل از رویداد محکم کرد.

noosing the branches together created a sturdy shelter.

اتصال شاخه‌ها به هم یک پناهگاه محکم ایجاد کرد.

he was noosing the balloons to prevent them from flying away.

او بالن‌ها را محکم کرد تا از پرواز آنها جلوگیری کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید