notate

[ایالات متحده]/nəʊˈteɪt/
[بریتانیا]/noʊˈteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را با نمادها نشان دادن; چیزی را با یادداشت نوشتن
Word Forms
قسمت سوم فعلnotated
زمان گذشتهnotated
صفت یا فعل حال استمراریnotating
شکل سوم شخص مفردnotates

عبارات و ترکیب‌ها

notate findings

یادداشت یافته‌ها

notate results

یادداشت نتایج

notate observations

یادداشت مشاهدات

notate details

یادداشت جزئیات

notate changes

یادداشت تغییرات

notate information

یادداشت اطلاعات

notate tasks

یادداشت وظایف

notate events

یادداشت رویدادها

notate ideas

یادداشت ایده‌ها

notate progress

یادداشت پیشرفت

جملات نمونه

teachers often notate important points during lectures.

معلمان اغلب نکات مهم را در طول سخنرانی‌ها یادداشت می‌کنند.

it's essential to notate your sources when writing a research paper.

هنگام نوشتن یک مقاله تحقیقاتی، ثبت منابع شما ضروری است.

musicians notate their compositions on sheet music.

موسیقی‌دانان قطعات خود را روی نوت‌گذاری می‌نویسند.

she decided to notate her thoughts in a journal.

او تصمیم گرفت افکار خود را در یک دفترچه یادداشت کند.

scientists notate their observations in a lab notebook.

دانشمندان مشاهدات خود را در یک دفترچه آزمایشگاهی یادداشت می‌کنند.

he used symbols to notate the different stages of the experiment.

او از نمادها برای یادداشت مراحل مختلف آزمایش استفاده کرد.

it's helpful to notate your progress in a planner.

ثبت پیشرفت شما در یک برنامه‌ریز مفید است.

during the meeting, she notated all the key decisions made.

در طول جلسه، او تمام تصمیمات کلیدی اتخاذ شده را یادداشت کرد.

he will notate the changes in the document for clarity.

او تغییرات را در سند برای وضوح بیشتر یادداشت خواهد کرد.

writers often notate their ideas as they come to mind.

نویسندگان اغلب ایده‌های خود را زمانی که به ذهنشان می‌رسد یادداشت می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید