noviciate

[ایالات متحده]/nəʊˈvɪʃ.i.ət/
[بریتانیا]/nəˈvɪʃ.i.ət/

ترجمه

n. یک مبتدی یا تازه‌کار، به‌ویژه در زمینه مذهبی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

noviciate training

آموزش نویسی

noviciate period

دوره نویسی

noviciate status

وضعیت نویسی

noviciate experience

تجربه نویسی

noviciate program

برنامه نویسی

noviciate group

گروه نویسی

noviciate journey

سفر نویسی

noviciate guidelines

دستورالعمل‌های نویسی

noviciate role

نقش نویسی

noviciate community

جامعه نویسی

جملات نمونه

the noviciate was a time for deep reflection.

دوره نویسیات زمانی برای تفکر عمیق بود.

she entered the noviciate to explore her spiritual path.

او برای کشف مسیر معنوی خود وارد دوره نویسیات شد.

during the noviciate, he learned the rules of the order.

در طول دوره نویسیات، او قوانین فرقه را آموخت.

the noviciate program lasts for two years.

برنامه نویسیات دو سال طول می کشد.

he felt a calling to join the noviciate.

او احساس می کرد که برای پیوستن به دوره نویسیات احضار شده است.

the noviciate includes various forms of training.

دوره نویسیات شامل اشکال مختلف آموزش است.

many find the noviciate to be a transformative experience.

بسیاری دوره نویسیات را یک تجربه متحول کننده می دانند.

she completed her noviciate and became a full member.

او دوره نویسیات خود را به پایان رساند و به عضو کامل تبدیل شد.

the noviciate is essential for understanding the community.

دوره نویسیات برای درک جامعه ضروری است.

his journey in the noviciate began with a retreat.

سفر او در دوره نویسیات با یک بازگشت شروع شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید