nuking

[ایالات متحده]/ˈnjuːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈnuːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حمله یا نابود کردن با سلاح‌های هسته‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

nuking cities

نابودی شهرها

nuking targets

نابودی اهداف

nuking enemies

نابودی دشمنان

nuking facilities

نابودی تاسیسات

nuking sites

نابودی سایت‌ها

nuking zones

نابودی مناطق

nuking areas

نابودی مناطق

nuking regions

نابودی مناطق

nuking opponents

نابودی حریفان

nuking strongholds

نابودی سنگرهای مستحکم

جملات نمونه

the game ended with a player nuking the opponent's base.

بازی با این پایان به پایان رسید که یک بازیکن پایگاه حریف را نابود کرد.

they were accused of nuking the environment with their waste.

آنها به آلوده کردن محیط زیست با زباله‌های خود متهم شدند.

the film features a scene of a city being nuked.

فیلم شامل صحنه ای از نابودی یک شهر است.

scientists warn about the risks of nuking a planet's atmosphere.

دانشمندان در مورد خطرات نابودی اتمسفر یک سیاره هشدار می دهند.

he joked about nuking his homework to avoid doing it.

او به شوخی گفت که برای جلوگیری از انجام آن تکالیفش را نابود می کند.

the strategy involved nuking the enemy's supply lines.

استراتژی شامل نابودی خطوط تدارکاتی دشمن بود.

they discussed the consequences of nuking a rival's territory.

آنها در مورد عواقب نابودی قلمرو یک رقیب بحث کردند.

in the game, you can choose to nuke your enemies.

در بازی، می توانید انتخاب کنید که دشمنان خود را نابود کنید.

the documentary explored the effects of nuking in warfare.

مستند اثرات نابودی در جنگ را بررسی کرد.

he felt guilty about nuking his chances for a promotion.

او در مورد نابودی شانس خود برای ارتقا احساس گناه می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید