obligingness in service
تمایل به ارائه خدمات
obligingness of staff
تمایل کارکنان
obligingness to help
تمایل به کمک کردن
obligingness at work
تمایل در کار
obligingness in attitude
تمایل در نگرش
obligingness of friends
تمایل دوستان
obligingness towards others
تمایل نسبت به دیگران
obligingness in communication
تمایل در برقراری ارتباط
obligingness to assist
تمایل به یاری رساندن
obligingness in relationships
تمایل در روابط
her obligingness made her popular among her peers.
مهربانی و کمکرسانی او باعث محبوبیت او در بین همسالانش شد.
the manager appreciated his obligingness in completing the project.
مدیر از کمک و همکاری او در تکمیل پروژه قدردانی کرد.
his obligingness to help others is truly commendable.
تمایل او به کمک به دیگران واقعاً قابل تحسین است.
they were impressed by her obligingness during the event.
آنها تحت تأثیر مهربانی و کمکرسانی او در طول رویداد قرار گرفتند.
obligingness is a trait that can enhance teamwork.
مهربانی و کمکرسانی خصلتی است که میتواند کار گروهی را بهبود بخشد.
his obligingness often led to him being taken for granted.
اغراق و کمکرسانی او اغلب باعث میشد که مورد غفلت قرار گیرد.
she showed her obligingness by volunteering for extra duties.
او با داوطلب شدن برای انجام وظایف اضافی، مهربانی و کمکرسانی خود را نشان داد.
obligingness can create a positive work environment.
مهربانی و کمکرسانی میتواند یک محیط کار مثبت ایجاد کند.
his obligingness was evident when he offered to help.
وقتی پیشنهاد کمک کرد، مهربانی و کمکرسانی او آشکار بود.
people often appreciate obligingness in their friends.
افراد اغلب از مهربانی و کمکرسانی دوستان خود قدردانی میکنند.
obligingness in service
تمایل به ارائه خدمات
obligingness of staff
تمایل کارکنان
obligingness to help
تمایل به کمک کردن
obligingness at work
تمایل در کار
obligingness in attitude
تمایل در نگرش
obligingness of friends
تمایل دوستان
obligingness towards others
تمایل نسبت به دیگران
obligingness in communication
تمایل در برقراری ارتباط
obligingness to assist
تمایل به یاری رساندن
obligingness in relationships
تمایل در روابط
her obligingness made her popular among her peers.
مهربانی و کمکرسانی او باعث محبوبیت او در بین همسالانش شد.
the manager appreciated his obligingness in completing the project.
مدیر از کمک و همکاری او در تکمیل پروژه قدردانی کرد.
his obligingness to help others is truly commendable.
تمایل او به کمک به دیگران واقعاً قابل تحسین است.
they were impressed by her obligingness during the event.
آنها تحت تأثیر مهربانی و کمکرسانی او در طول رویداد قرار گرفتند.
obligingness is a trait that can enhance teamwork.
مهربانی و کمکرسانی خصلتی است که میتواند کار گروهی را بهبود بخشد.
his obligingness often led to him being taken for granted.
اغراق و کمکرسانی او اغلب باعث میشد که مورد غفلت قرار گیرد.
she showed her obligingness by volunteering for extra duties.
او با داوطلب شدن برای انجام وظایف اضافی، مهربانی و کمکرسانی خود را نشان داد.
obligingness can create a positive work environment.
مهربانی و کمکرسانی میتواند یک محیط کار مثبت ایجاد کند.
his obligingness was evident when he offered to help.
وقتی پیشنهاد کمک کرد، مهربانی و کمکرسانی او آشکار بود.
people often appreciate obligingness in their friends.
افراد اغلب از مهربانی و کمکرسانی دوستان خود قدردانی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید