obturated canal
کانال مسدود شده
obturated space
فضای مسدود شده
obturated area
منطقه مسدود شده
obturated tooth
دندان مسدود شده
obturated region
ناحیهی مسدود شده
obturated opening
دهانه مسدود شده
obturated site
محل مسدود شده
obturated passage
راهروی مسدود شده
obturated junction
اتصال مسدود شده
obturated orifice
روزنه مسدود شده
the pipe was completely obturated, causing a blockage.
لوله به طور کامل مسدود شده بود که باعث ایجاد انسداد شد.
he felt the obturated area was sensitive to touch.
او احساس کرد ناحیه مسدود شده در برابر لمس حساس است.
the dentist noted that the root canal had become obturated.
دندانپزشک متوجه شد که کانال ریشه مسدود شده است.
obturated sinuses can lead to severe headaches.
سینوسهای مسدود شده میتوانند منجر به سردردهای شدید شوند.
the technician found that the filter was obturated with debris.
تکنسین متوجه شد که فیلتر با زباله مسدود شده است.
after the surgery, the doctor confirmed the artery was obturated.
پس از جراحی، پزشک تأیید کرد که شریان مسدود شده است.
she was concerned about the obturated drainage system.
او نگران سیستم زهکشی مسدود شده بود.
the obturated valve prevented proper fluid flow.
درخواست مسدود شده از جریان مناسب سیالات جلوگیری کرد.
the technician used a special tool to clear the obturated pipe.
تکنسین از یک ابزار خاص برای باز کردن لوله مسدود شده استفاده کرد.
obturated ducts can cause serious health issues.
مجاری مسدود شده میتوانند باعث مشکلات جدی سلامتی شوند.
obturated canal
کانال مسدود شده
obturated space
فضای مسدود شده
obturated area
منطقه مسدود شده
obturated tooth
دندان مسدود شده
obturated region
ناحیهی مسدود شده
obturated opening
دهانه مسدود شده
obturated site
محل مسدود شده
obturated passage
راهروی مسدود شده
obturated junction
اتصال مسدود شده
obturated orifice
روزنه مسدود شده
the pipe was completely obturated, causing a blockage.
لوله به طور کامل مسدود شده بود که باعث ایجاد انسداد شد.
he felt the obturated area was sensitive to touch.
او احساس کرد ناحیه مسدود شده در برابر لمس حساس است.
the dentist noted that the root canal had become obturated.
دندانپزشک متوجه شد که کانال ریشه مسدود شده است.
obturated sinuses can lead to severe headaches.
سینوسهای مسدود شده میتوانند منجر به سردردهای شدید شوند.
the technician found that the filter was obturated with debris.
تکنسین متوجه شد که فیلتر با زباله مسدود شده است.
after the surgery, the doctor confirmed the artery was obturated.
پس از جراحی، پزشک تأیید کرد که شریان مسدود شده است.
she was concerned about the obturated drainage system.
او نگران سیستم زهکشی مسدود شده بود.
the obturated valve prevented proper fluid flow.
درخواست مسدود شده از جریان مناسب سیالات جلوگیری کرد.
the technician used a special tool to clear the obturated pipe.
تکنسین از یک ابزار خاص برای باز کردن لوله مسدود شده استفاده کرد.
obturated ducts can cause serious health issues.
مجاری مسدود شده میتوانند باعث مشکلات جدی سلامتی شوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید