obturated

[ایالات متحده]/ˈɒb.tjʊ.reɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈɑːb.tʃə.reɪ.tɪd/

ترجمه

v. بسته یا مسدود شده

عبارات و ترکیب‌ها

obturated canal

کانال مسدود شده

obturated space

فضای مسدود شده

obturated area

منطقه مسدود شده

obturated tooth

دندان مسدود شده

obturated region

ناحیه‌ی مسدود شده

obturated opening

دهانه مسدود شده

obturated site

محل مسدود شده

obturated passage

راهروی مسدود شده

obturated junction

اتصال مسدود شده

obturated orifice

روزنه مسدود شده

جملات نمونه

the pipe was completely obturated, causing a blockage.

لوله به طور کامل مسدود شده بود که باعث ایجاد انسداد شد.

he felt the obturated area was sensitive to touch.

او احساس کرد ناحیه مسدود شده در برابر لمس حساس است.

the dentist noted that the root canal had become obturated.

دندانپزشک متوجه شد که کانال ریشه مسدود شده است.

obturated sinuses can lead to severe headaches.

سینوس‌های مسدود شده می‌توانند منجر به سردردهای شدید شوند.

the technician found that the filter was obturated with debris.

تکنسین متوجه شد که فیلتر با زباله مسدود شده است.

after the surgery, the doctor confirmed the artery was obturated.

پس از جراحی، پزشک تأیید کرد که شریان مسدود شده است.

she was concerned about the obturated drainage system.

او نگران سیستم زهکشی مسدود شده بود.

the obturated valve prevented proper fluid flow.

درخواست مسدود شده از جریان مناسب سیالات جلوگیری کرد.

the technician used a special tool to clear the obturated pipe.

تکنسین از یک ابزار خاص برای باز کردن لوله مسدود شده استفاده کرد.

obturated ducts can cause serious health issues.

مجاری مسدود شده می‌توانند باعث مشکلات جدی سلامتی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید