occulted

[ایالات متحده]/əˈkʌltɪd/
[بریتانیا]/əˈkʌltɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته occult
adj. مرموز; پنهان; فراطبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

occulted light

نور پنهان

occulted truths

حقیقت‌های پنهان

occulted knowledge

دانش پنهان

occulted forces

نیروهای پنهان

occulted symbols

نمادهای پنهان

occulted meanings

معانی پنهان

occulted phenomena

پدیده‌های پنهان

occulted aspects

جنبه‌های پنهان

occulted realms

جهان‌های پنهان

occulted energies

انرژی‌های پنهان

جملات نمونه

the stars were occulted by the clouds.

ستاره‌ها پشت ابر پنهان شده بودند.

his true intentions were occulted from everyone.

نیت‌های واقعی او از همه پنهان بود.

the ancient manuscript contained occulted knowledge.

نسخه خطی باستانی حاوی دانش پنهان بود.

during the eclipse, the sun was occulted by the moon.

در طول کسوف، خورشید پشت ماه پنهان شد.

her emotions were occulted behind a calm facade.

احساسات او پشت چهره‌ای آرام پنهان بود.

the meaning of the text was occulted by its complexity.

معنی متن به دلیل پیچیدگی آن پنهان بود.

many secrets are occulted in the depths of the ocean.

رازهای زیادی در اعماق اقیانوس پنهان است.

her past was occulted from her new friends.

گذشته او از دوستان جدیدش پنهان بود.

the occulted figures in the painting intrigued the viewers.

تصاویر پنهان در نقاشی بینندگان را مجذوب کرد.

knowledge about the ritual was occulted from outsiders.

دانش در مورد آیین از افراد خارج پنهان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید