offboarded

[ایالات متحده]/ɒfˈbɔːdɪd/
[بریتانیا]/ɔːfˈbɔːrdɪd/

ترجمه

v.past tense of offboard; to remove or be removed from a board, system, or organization; to depart or leave
v.past tense of offboard; از برد، سیستم یا سازمان جدا کردن یا جدا شده بودن؛ ترک کردن یا رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

offboarded successfully

با موفقیت از سیستم خارج شده است

has been offboarded

از سیستم خارج شده است

was offboarded

خارج شده بود

being offboarded

در حال خارج شدن از سیستم است

offboarded employee

کارمند خارج شده

offboarded from system

از سیستم خارج شده است

offboarded immediately

بلافاصله خارج شده است

offboarded account

حساب کاربری خارج شده

user offboarded

کاربر خارج شده است

offboarded from platform

از پلتفرم خارج شده است

جملات نمونه

the employee was offboarded smoothly after resigning.

کارمند پس از استعفا به طور روان از شرکت جدا شد.

several contractors were offboarded due to budget cuts.

به دلیل کاهش بودجه، چندین پیمانکار از شرکت جدا شدند.

the company has offboarded all former employees from their systems.

شرکت همه کارمندان سابق را از سیستم‌های خود جدا کرده است.

hr needs to properly offboard departing staff members.

منابع انسانی باید به درستی کارکنان ترک‌کننده را از شرکت جدا کند.

the contractor was offboarded immediately after the project ended.

پیمانکار بلافاصله پس از پایان پروژه از شرکت جدا شد.

we must ensure all offboarded employees return their equipment.

ما باید اطمینان حاصل کنیم که همه کارمندان جدا شده تجهیزات خود را پس دهند.

security protocols require that offboarded users lose access.

پروتکل‌های امنیتی مستلزم آن است که دسترسی کاربران جدا شده قطع شود.

the offboarded team member's badge was deactivated.

کارت شناسایی عضو جدا شده تیم غیرفعال شد.

approximately 50 workers were offboarded during restructuring.

تقریباً 50 کارگر در طول بازسازی از شرکت جدا شدند.

it must offboard employees within 24 hours of their last day.

باید کارمندان را حداکثر 24 ساعت پس از آخرین روز کاری آنها از شرکت جدا کند.

the offboarded vendor's access credentials have been revoked.

اطلاعات دسترسی فروشنده جدا شده لغو شده است.

he was offboarded from the platform following policy violations.

او پس از نقض قوانین از پلتفرم جدا شد.

the company systematically offboarded underperforming staff last quarter.

شرکت در سه ماهه گذشته به طور سیستماتیک کارکنان با عملکرد ضعیف را از شرکت جدا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید