onboarded

[ایالات متحده]/ˈɒnˌbɔːdɪd/
[بریتانیا]/ˈɑːnˌbɔːrdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.past tense and past participle of onboard; to have brought someone onto a ship, aircraft, or similar vehicle; past tense and past participle of onboard; to have integrated a new employee, user, or customer into an organisation or system (e.g., via orientation or setup)
adj.having been brought on board; having joined and been started in a role, programme, or system

v. گذشته فعل و فعل گذشته مكمل از onboard؛ سوار کردن کسی بر یک کشتی، هواپیما یا وسیله نقلیه مشابه؛ گذشته فعل و فعل گذشته مكمل از onboard؛ ادغام یک کارمند، کاربر یا مشتری جدید در یک سازمان یا سیستم (به عنوان مثال، از طریق آموزش یا راه‌اندازی)
adj.که سوار شده؛ به عضویت در آمده و در یک نقش، برنامه یا سیستم شروع به کار کرده است.

عبارات و ترکیب‌ها

onboarded employees

کارمندان جذب شده

onboarded new hires

نیروی کار جدید جذب شده

onboarded staff

پرسنل جذب شده

onboarded quickly

به سرعت جذب شدند

onboarded successfully

به طور موفقیت آمیز جذب شدند

جملات نمونه

the company onboarded 50 new employees last month.

ما در هفته اول، استخدام‌های جدید را با آموزش عملیاتی به کار گرفتیم.

we need to get the new client onboarded quickly.

شرکت مشتری را به طور روان به کار گرفت و انتظارات روشنی تعیین کرد.

she was onboarded as a project manager.

او با یک خلاصه پروژه مفصل به تیم اضافه شد.

the system was onboarded to the cloud platform.

آنها پیمانکاران را به سرعت به کار گرفتند تا مهلت زمانی سخت را رعایت کنند.

all team members have been onboarded successfully.

ما کاربران را با یک آموزش تعاملی و یک ایمیل خوش‌آمدگویی به کار گرفتیم.

they onboarded the new software last week.

او پس از اتمام آموزش انطباق، به این نقش اضافه شد.

the startup onboarded its first investors.

شرکت نوپا در فصل گذشته اولین مشتری سازمانی خود را به کار گرفت.

we need to ensure all vendors are properly onboarded.

منابع انسانی کارآموز را به کار گرفت و در روز اول یک مربی تعیین کرد.

he was onboarded to the marketing team.

تیم فناوری اطلاعات ما با راه اندازی حساب ها و لپ تاپ ها، کارکنان را به کار گرفت.

the new feature will be onboarded next quarter.

مدیر او را با استفاده از رویه های استاندارد عملیاتی، در گردش کار اضافه کرد.

our company has onboarded three new partners this year.

آنها تأمین کننده را به کار گرفتند و شرایط قرارداد را نهایی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید