onboarded employees
کارمندان جذب شده
onboarded new hires
نیروی کار جدید جذب شده
onboarded staff
پرسنل جذب شده
onboarded quickly
به سرعت جذب شدند
onboarded successfully
به طور موفقیت آمیز جذب شدند
the company onboarded 50 new employees last month.
ما در هفته اول، استخدامهای جدید را با آموزش عملیاتی به کار گرفتیم.
we need to get the new client onboarded quickly.
شرکت مشتری را به طور روان به کار گرفت و انتظارات روشنی تعیین کرد.
she was onboarded as a project manager.
او با یک خلاصه پروژه مفصل به تیم اضافه شد.
the system was onboarded to the cloud platform.
آنها پیمانکاران را به سرعت به کار گرفتند تا مهلت زمانی سخت را رعایت کنند.
all team members have been onboarded successfully.
ما کاربران را با یک آموزش تعاملی و یک ایمیل خوشآمدگویی به کار گرفتیم.
they onboarded the new software last week.
او پس از اتمام آموزش انطباق، به این نقش اضافه شد.
the startup onboarded its first investors.
شرکت نوپا در فصل گذشته اولین مشتری سازمانی خود را به کار گرفت.
we need to ensure all vendors are properly onboarded.
منابع انسانی کارآموز را به کار گرفت و در روز اول یک مربی تعیین کرد.
he was onboarded to the marketing team.
تیم فناوری اطلاعات ما با راه اندازی حساب ها و لپ تاپ ها، کارکنان را به کار گرفت.
the new feature will be onboarded next quarter.
مدیر او را با استفاده از رویه های استاندارد عملیاتی، در گردش کار اضافه کرد.
our company has onboarded three new partners this year.
آنها تأمین کننده را به کار گرفتند و شرایط قرارداد را نهایی کردند.
onboarded employees
کارمندان جذب شده
onboarded new hires
نیروی کار جدید جذب شده
onboarded staff
پرسنل جذب شده
onboarded quickly
به سرعت جذب شدند
onboarded successfully
به طور موفقیت آمیز جذب شدند
the company onboarded 50 new employees last month.
ما در هفته اول، استخدامهای جدید را با آموزش عملیاتی به کار گرفتیم.
we need to get the new client onboarded quickly.
شرکت مشتری را به طور روان به کار گرفت و انتظارات روشنی تعیین کرد.
she was onboarded as a project manager.
او با یک خلاصه پروژه مفصل به تیم اضافه شد.
the system was onboarded to the cloud platform.
آنها پیمانکاران را به سرعت به کار گرفتند تا مهلت زمانی سخت را رعایت کنند.
all team members have been onboarded successfully.
ما کاربران را با یک آموزش تعاملی و یک ایمیل خوشآمدگویی به کار گرفتیم.
they onboarded the new software last week.
او پس از اتمام آموزش انطباق، به این نقش اضافه شد.
the startup onboarded its first investors.
شرکت نوپا در فصل گذشته اولین مشتری سازمانی خود را به کار گرفت.
we need to ensure all vendors are properly onboarded.
منابع انسانی کارآموز را به کار گرفت و در روز اول یک مربی تعیین کرد.
he was onboarded to the marketing team.
تیم فناوری اطلاعات ما با راه اندازی حساب ها و لپ تاپ ها، کارکنان را به کار گرفت.
the new feature will be onboarded next quarter.
مدیر او را با استفاده از رویه های استاندارد عملیاتی، در گردش کار اضافه کرد.
our company has onboarded three new partners this year.
آنها تأمین کننده را به کار گرفتند و شرایط قرارداد را نهایی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید