offload cargo
تخلیه بار
offload data
تخلیه داده
offload responsibility
تخلیه مسئولیت
offload stress
کاهش استرس
a delivery could be offloaded immediately on arrival.
یک محموله میتوانست بلافاصله پس از رسیدن تخلیه شود.
a system designed to offload the text on to a host computer.
سیستمی که برای انتقال متن به یک کامپیوتر میزبان طراحی شده است.
it would be nice to have been able to offload your worries on to someone.
چه خوب میشد اگر میتوانستید نگرانیهای خود را به کسی منتقل کنید.
a dealer offloaded 5,000 of these shares on a client.
یک دلال 5000 سهم از این سهام را به یک مشتری تخلیه کرد.
Asian Lift is a specialised marine heavy lift pool and we operate self propelled sheerlegs, crane barges, onloading, offloading of heavy equipment for ports and shipyards.
Asian Lift یک استخر تخصصی حمل و نقل سنگین دریایی است و ما Sheerlegs خودکششی، کشتیهای جرثقیل، بارگیری و تخلیه تجهیزات سنگین برای بنادر و کارخانههای کشتیسازی را اداره میکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید