offload

[ایالات متحده]/'ɒfləʊd/
[بریتانیا]/ˌɔf'lod/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بارگیری، تخلیه

عبارات و ترکیب‌ها

offload cargo

تخلیه بار

offload data

تخلیه داده

offload responsibility

تخلیه مسئولیت

offload stress

کاهش استرس

جملات نمونه

a delivery could be offloaded immediately on arrival.

یک محموله می‌توانست بلافاصله پس از رسیدن تخلیه شود.

a system designed to offload the text on to a host computer.

سیستمی که برای انتقال متن به یک کامپیوتر میزبان طراحی شده است.

it would be nice to have been able to offload your worries on to someone.

چه خوب می‌شد اگر می‌توانستید نگرانی‌های خود را به کسی منتقل کنید.

a dealer offloaded 5,000 of these shares on a client.

یک دلال 5000 سهم از این سهام را به یک مشتری تخلیه کرد.

Asian Lift is a specialised marine heavy lift pool and we operate self propelled sheerlegs, crane barges, onloading, offloading of heavy equipment for ports and shipyards.

Asian Lift یک استخر تخصصی حمل و نقل سنگین دریایی است و ما Sheerlegs خودکششی، کشتی‌های جرثقیل، بارگیری و تخلیه تجهیزات سنگین برای بنادر و کارخانه‌های کشتی‌سازی را اداره می‌کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید