omni

[ایالات متحده]/ˈɒm.ni/
[بریتانیا]/ˈɑːm.ni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

پریفیکس: all, total
اسم: floodlight; all-directional

عبارات و ترکیب‌ها

omni present

هم‌پوش

omni channel

کانال چندگانه

omni media

رسانه چندگانه

omni directional

چند‌جهتی

omni group

گروه چندگانه

omni pass

پاس چندگانه

omni resort

رستوران چندگانه

omni service

خدمت چندگانه

omni access

دسترسی چندگانه

omni view

نما چندگانه

جملات نمونه

the company offers an omni-channel customer experience.

شرکت یک تجربه مشتری چندکاناله ارائه می دهد.

we need an omni-present solution to this problem.

ما به یک راه حل چند حضوری برای این مشکل نیاز داریم.

the omni-directional microphone captured all the sounds.

میکروفون چند جهتی تمام صداها را ضبط کرد.

the store provides an omni-retail shopping experience.

این فروشگاه یک تجربه خرید چند فروشی ارائه می دهد.

the omni-bus marketing campaign targeted various demographics.

کمپین بازاریابی چند اتوبوس به گروه های مختلفی هدف قرار گرفت.

the security system has omni-directional sensors.

سیستم امنیتی حسگرهای چند جهتی دارد.

the omni-functional tool can perform many tasks.

ابزار چند کاربردی می تواند بسیاری از وظایف را انجام دهد.

the research included an omni-disciplinary approach.

این تحقیق از رویکرد چند رشته ای استفاده کرد.

the new software offers an omni-platform compatibility.

نرم افزار جدید سازگاری چند پلتفرم ارائه می دهد.

the museum showcased an omni-cultural collection.

موزه جمعیت چند فرهنگی را نمایش داد.

the company's omni-marketing strategy proved successful.

استراتژی بازاریابی چند گانه شرکت موفق ثابت شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید