onerously slow
به طرز طاقتفرسايی کند
onerously difficult
به طرز طاقتفرسايی دشوار
onerously tedious
به طرز طاقتفرسايی خستهکننده
onerously tiresome
به طرز طاقتفرسايی خستهکننده
onerously exacting
به طرز طاقتفرسايی سختگیرانه
small businesses struggled to comply with onerously complex regulations.
کوچکترین کسبوکارها برای رعایت مقررات پیچیده و طاقتفرسا با مشکل مواجه بودند.
the onerous taxes fell most heavily on those who could least afford them.
مالیاتهای سنگین بیشتر بر دوش کسانی بود که کمتر توانایی پرداخت آنها را داشتند.
managers onorously reviewed each submission against strict criteria.
مدیران به طور طاقتفرسا هر ارسال را با توجه به معیارهای سختگیرانه بررسی میکردند.
the contract contained onerously detailed provisions that discouraged potential partners.
قرارداد شامل مفاد بسیار دقیق و طاقتفرسایی بود که مشارکتکنندگان بالقوه را منصرف میکرد.
he onorously performed his duties despite facing numerous obstacles.
او با وجود مواجهه با موانع متعدد، وظایف خود را به طور طاقتفرسا انجام داد.
students onorously prepared for the comprehensive final examinations.
دانشجویان به طور طاقتفرسا برای آزمونهای نهایی جامع آماده شدند.
she found the additional responsibilities increasingly onerous.
او وظایف اضافی را به طور فزایندهای طاقتفرسا یافت.
the government onorously collected taxes from all eligible citizens.
دولت به طور طاقتفرسا مالیات را از همه شهروندان واجد شرایط جمعآوری کرد.
hospital staff onorously maintained detailed patient records.
پرسنل بیمارستان به طور طاقتفرسا سوابق دقیق بیماران را حفظ میکردند.
construction workers onorously followed all safety protocols.
کارگران ساختمانی به طور طاقتفرسا از همه پروتکلهای ایمنی پیروی میکردند.
scientists onorously documented every detail of their experiments.
دانشمندان به طور طاقتفرسا تمام جزئیات آزمایشهای خود را مستند میکردند.
the new policy imposes onerously burdensome requirements on employees.
سیاست جدید الزامات طاقتفرسا و سنگین را بر کارکنان تحمیل میکند.
onerously slow
به طرز طاقتفرسايی کند
onerously difficult
به طرز طاقتفرسايی دشوار
onerously tedious
به طرز طاقتفرسايی خستهکننده
onerously tiresome
به طرز طاقتفرسايی خستهکننده
onerously exacting
به طرز طاقتفرسايی سختگیرانه
small businesses struggled to comply with onerously complex regulations.
کوچکترین کسبوکارها برای رعایت مقررات پیچیده و طاقتفرسا با مشکل مواجه بودند.
the onerous taxes fell most heavily on those who could least afford them.
مالیاتهای سنگین بیشتر بر دوش کسانی بود که کمتر توانایی پرداخت آنها را داشتند.
managers onorously reviewed each submission against strict criteria.
مدیران به طور طاقتفرسا هر ارسال را با توجه به معیارهای سختگیرانه بررسی میکردند.
the contract contained onerously detailed provisions that discouraged potential partners.
قرارداد شامل مفاد بسیار دقیق و طاقتفرسایی بود که مشارکتکنندگان بالقوه را منصرف میکرد.
he onorously performed his duties despite facing numerous obstacles.
او با وجود مواجهه با موانع متعدد، وظایف خود را به طور طاقتفرسا انجام داد.
students onorously prepared for the comprehensive final examinations.
دانشجویان به طور طاقتفرسا برای آزمونهای نهایی جامع آماده شدند.
she found the additional responsibilities increasingly onerous.
او وظایف اضافی را به طور فزایندهای طاقتفرسا یافت.
the government onorously collected taxes from all eligible citizens.
دولت به طور طاقتفرسا مالیات را از همه شهروندان واجد شرایط جمعآوری کرد.
hospital staff onorously maintained detailed patient records.
پرسنل بیمارستان به طور طاقتفرسا سوابق دقیق بیماران را حفظ میکردند.
construction workers onorously followed all safety protocols.
کارگران ساختمانی به طور طاقتفرسا از همه پروتکلهای ایمنی پیروی میکردند.
scientists onorously documented every detail of their experiments.
دانشمندان به طور طاقتفرسا تمام جزئیات آزمایشهای خود را مستند میکردند.
the new policy imposes onerously burdensome requirements on employees.
سیاست جدید الزامات طاقتفرسا و سنگین را بر کارکنان تحمیل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید