oppugning

[ایالات متحده]/əˈpjuːɡnɪŋ/
[بریتانیا]/əˈpjuɡnɪŋ/

ترجمه

v. انتقاد کردن یا به چالش کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

oppugning of authority

چالش قدرت

oppugning to change

چالش تغییر

oppugning of ideas

چالش ایده ها

oppugning in court

چالش در دادگاه

oppugning of policies

چالش سیاست ها

oppugning to authority

چالش با قدرت

oppugning of decisions

چالش تصمیمات

oppugning to proposals

چالش با پیشنهادها

oppugning of norms

چالش با هنجارها

oppugning in society

چالش در جامعه

جملات نمونه

his oppugning of the new policy raised several important questions.

اعتراض او به سیاست جدید سوالات مهمی را مطرح کرد.

she faced oppugning from her colleagues regarding her proposal.

او با اعتراض همکارانش در مورد پیشنهادش روبرو شد.

the oppugning of the theory led to new research directions.

اعتراض به این نظریه منجر به مسیرهای تحقیقاتی جدید شد.

there was significant oppugning from the public about the decision.

اعتراض قابل توجهی از سوی مردم در مورد تصمیم وجود داشت.

the oppugning of his views made him reconsider his stance.

اعتراض به نظرات او باعث شد او موضع خود را دوباره در نظر بگیرد.

her oppugning was based on solid evidence and research.

اعتراض او بر اساس شواهد و تحقیقات قوی بود.

the committee faced oppugning when they announced the changes.

کمیته با اعتراضاتی روبرو شد زمانی که تغییرات را اعلام کردند.

his oppugning was well-articulated and persuasive.

اعتراض او به خوبی بیان شده و متقاعد کننده بود.

there was a strong oppugning against the proposed legislation.

یک اعتراض قوی علیه قانون پیشنهادی وجود داشت.

the oppugning of traditional methods has sparked innovation.

اعتراض به روش های سنتی باعث ایجاد نوآوری شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید