orients towards
به سمت گرایش دارد
orients itself
خود را به سمت آن هدایت میکند
orients around
اطراف آن قرار میگیرد
orients with
با آن هماهنگ است
orients users
کاربران را راهنمایی میکند
orients teams
تیمها را راهنمایی میکند
orients projects
پروژهها را راهنمایی میکند
orients goals
اهداف را راهنمایی میکند
orients strategies
استراتژیها را راهنمایی میکند
orients information
اطلاعات را راهنمایی میکند
he orients himself quickly in new environments.
او به سرعت خود را در محیطهای جدید وفق میدهد.
the program orients students to the course requirements.
برنامه دانشجویان را با الزامات دوره آشنا میکند.
she orients her team towards achieving common goals.
او تیم خود را به سمت دستیابی به اهداف مشترک سوق میدهد.
the map orients travelers to the local attractions.
نقشه گردشگران را به جاذبههای محلی راهنمایی میکند.
he orients his work schedule around family commitments.
او برنامه کاری خود را با توجه به تعهدات خانوادگی تنظیم میکند.
the workshop orients participants on effective communication.
کارگاه آموزشی، شرکتکنندگان را در مورد ارتباط موثر راهنمایی میکند.
the app orients users to its various features.
برنامه کاربر را با ویژگیهای مختلف آن آشنا میکند.
she orients her research towards sustainable practices.
او تحقیقات خود را به سمت شیوههای پایدار سوق میدهد.
the training session orients employees to company policies.
جلسه آموزشی، کارکنان را با سیاستهای شرکت آشنا میکند.
the guide orients tourists to the history of the area.
راهنما گردشگران را با تاریخ منطقه آشنا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید