orients

[ایالات متحده]/ˈɔːr.i.ents/
[بریتانیا]/ˈɔr.i.ents/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بخش شرقی جهان، به ویژه آسیا؛ [شرق] نیمکره شرقی

عبارات و ترکیب‌ها

orients towards

به سمت گرایش دارد

orients itself

خود را به سمت آن هدایت می‌کند

orients around

اطراف آن قرار می‌گیرد

orients with

با آن هماهنگ است

orients users

کاربران را راهنمایی می‌کند

orients teams

تیم‌ها را راهنمایی می‌کند

orients projects

پروژه‌ها را راهنمایی می‌کند

orients goals

اهداف را راهنمایی می‌کند

orients strategies

استراتژی‌ها را راهنمایی می‌کند

orients information

اطلاعات را راهنمایی می‌کند

جملات نمونه

he orients himself quickly in new environments.

او به سرعت خود را در محیط‌های جدید وفق می‌دهد.

the program orients students to the course requirements.

برنامه دانشجویان را با الزامات دوره آشنا می‌کند.

she orients her team towards achieving common goals.

او تیم خود را به سمت دستیابی به اهداف مشترک سوق می‌دهد.

the map orients travelers to the local attractions.

نقشه گردشگران را به جاذبه‌های محلی راهنمایی می‌کند.

he orients his work schedule around family commitments.

او برنامه کاری خود را با توجه به تعهدات خانوادگی تنظیم می‌کند.

the workshop orients participants on effective communication.

کارگاه آموزشی، شرکت‌کنندگان را در مورد ارتباط موثر راهنمایی می‌کند.

the app orients users to its various features.

برنامه کاربر را با ویژگی‌های مختلف آن آشنا می‌کند.

she orients her research towards sustainable practices.

او تحقیقات خود را به سمت شیوه‌های پایدار سوق می‌دهد.

the training session orients employees to company policies.

جلسه آموزشی، کارکنان را با سیاست‌های شرکت آشنا می‌کند.

the guide orients tourists to the history of the area.

راهنما گردشگران را با تاریخ منطقه آشنا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید