otherworld

[ایالات متحده]/ˈʌðəwɜːld/
[بریتانیا]/ˈʌðərwɜrld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قلمرو یا حالت وجود فراتر از دنیای مادی؛ زندگی پس از مرگ یا قلمرو روحانی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

otherworld realm

جهان دیگر

otherworldly beings

موجودات فراطبیعی

otherworld experiences

تجربیات جهان دیگر

otherworld journey

سفر به جهان دیگر

otherworld connections

ارتباطات جهان دیگر

otherworld adventures

ماجراجویی‌های جهان دیگر

otherworld dimensions

ابعاد جهان دیگر

otherworld myths

افسانه‌های جهان دیگر

otherworld phenomena

پدیده‌های جهان دیگر

otherworld spirits

ارواح جهان دیگر

جملات نمونه

the concept of the otherworld fascinates many cultures.

مفهوم جهان دیگر برای بسیاری از فرهنگ‌ها جذاب است.

in literature, the otherworld often represents a place of mystery.

در ادبیات، جهان دیگر اغلب نشان‌دهنده مکانی پر از رمز و راز است.

many myths describe journeys to the otherworld.

افسانه‌ها اغلب سفرهایی به جهان دیگر را توصیف می‌کنند.

the otherworld is often depicted as a realm of spirits.

جهان دیگر اغلب به عنوان قلمرو ارواح به تصویر کشیده می‌شود.

exploring the otherworld can lead to self-discovery.

کاوش در جهان دیگر می‌تواند منجر به کشف خود شود.

some believe that dreams are a gateway to the otherworld.

برخی معتقدند که رویاها راهی به سوی جهان دیگر هستند.

in folklore, heroes often venture into the otherworld.

در فولکلور، قهرمانان اغلب به جهان دیگر سفر می‌کنند.

the otherworld is a common theme in fantasy novels.

جهان دیگر یک مضمون رایج در رمان‌های فانتزی است.

many cultures have rituals to honor the otherworld.

بسیاری از فرهنگ‌ها آیین‌هایی برای بزرگداشت جهان دیگر دارند.

art often reflects the mysteries of the otherworld.

هنر اغلب بازتابی از اسرار جهان دیگر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید