outstay one's welcome
بیش از حد بمانید
Don't outstay your welcome.
از خوشگذران بودن بیش از حد خودداری کنید.
apartheid was a gogga that had outstayed its welcome.
آپارتاید یک گُگّا بود که زمان خود را پشت سر گذاشته بود.
He outstayed the other visitors.
او از سایر بازدیدکنندگان بیشتر ماند.
guests who outstayed their welcome.
مهمانانی که از خوشگذران بودن بیش از حد تجاوز کردند.
It’s better not to outstay one’s welcome,especially on a first visit.
بهتر است از خوشگذران بودن بیش از حد خودداری کنید، به خصوص در اولین بازدید.
employees who had outstayed their coffee break.
کارمندانی که از زمان استراحت قهوه خود گذشته بودند.
She outstayed her opponents and won the race.
او حریفان خود را پشت سر گذاشت و مسابقه را برد.
his mount tenaciously outstayed Melody for second place.
اسب او با سماجت از ملودی پیشی گرفت و به مقام دوم رسید.
I think it is time Brian went home;doesn’t he realize he’s outstaying his welcome?
فکر میکنم وقت آن رسیده که برایان به خانه برود؛ آیا متوجه نمیشود که از خوشگذران بودن بیش از حد تجاوز میکند؟
Sensing that he had outstayed his welcome, he quickly said his goodbyes and left.
احساس کرد که بیش از حد در خوشآمدگویی مانده، سریع خداحافظی کرد و رفت.
outstay one's welcome
بیش از حد بمانید
Don't outstay your welcome.
از خوشگذران بودن بیش از حد خودداری کنید.
apartheid was a gogga that had outstayed its welcome.
آپارتاید یک گُگّا بود که زمان خود را پشت سر گذاشته بود.
He outstayed the other visitors.
او از سایر بازدیدکنندگان بیشتر ماند.
guests who outstayed their welcome.
مهمانانی که از خوشگذران بودن بیش از حد تجاوز کردند.
It’s better not to outstay one’s welcome,especially on a first visit.
بهتر است از خوشگذران بودن بیش از حد خودداری کنید، به خصوص در اولین بازدید.
employees who had outstayed their coffee break.
کارمندانی که از زمان استراحت قهوه خود گذشته بودند.
She outstayed her opponents and won the race.
او حریفان خود را پشت سر گذاشت و مسابقه را برد.
his mount tenaciously outstayed Melody for second place.
اسب او با سماجت از ملودی پیشی گرفت و به مقام دوم رسید.
I think it is time Brian went home;doesn’t he realize he’s outstaying his welcome?
فکر میکنم وقت آن رسیده که برایان به خانه برود؛ آیا متوجه نمیشود که از خوشگذران بودن بیش از حد تجاوز میکند؟
Sensing that he had outstayed his welcome, he quickly said his goodbyes and left.
احساس کرد که بیش از حد در خوشآمدگویی مانده، سریع خداحافظی کرد و رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید