outthought

[ایالات متحده]/ˌaʊtˈθɔːt/
[بریتانیا]/ˌaʊtˈθɔt/

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته outthink

عبارات و ترکیب‌ها

outthought the competition

از رقابت پیشی گرفتیم

outthought my expectations

از انتظارات من پیشی گرفت

outthought by others

توسط دیگران پیشی گرفته شد

outthought the plan

برنامه‌ریزی را پیش‌بینی کردیم

outthought the challenge

چالش را پیش‌بینی کردیم

outthought the problem

مشکل را پیش‌بینی کردیم

outthought the risks

خطرات را پیش‌بینی کردیم

outthought the strategy

استراتژی را پیش‌بینی کردیم

outthought the game

بازی را پیش‌بینی کردیم

outthought the decision

تصمیم را پیش‌بینی کردیم

جملات نمونه

she outthought her competitors in the final round.

او رقبای خود را در دور پایانی پشت سر گذاشت.

the strategist outthought everyone in the meeting.

استراتژیست همه را در جلسه پشت سر گذاشت.

they outthought the challenges and succeeded.

آنها بر چالش‌ها غلبه کردند و موفق شدند.

she outthought the problem and found a solution.

او مسئله را پشت سر گذاشت و راه حلی پیدا کرد.

he outthought the puzzle and completed it quickly.

او معما را پشت سر گذاشت و به سرعت آن را تکمیل کرد.

in the game, she outthought her rival's strategy.

در بازی، او استراتژی رقیب خود را پشت سر گذاشت.

they outthought the market trends and made a profit.

آنها روند بازار را پشت سر گذاشتند و سود کردند.

he outthought the critics with his innovative ideas.

او منتقدان را با ایده های نوآورانه خود پشت سر گذاشت.

she outthought the risks and took action.

او خطرات را پشت سر گذاشت و اقدام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید