outthought the competition
از رقابت پیشی گرفتیم
outthought my expectations
از انتظارات من پیشی گرفت
outthought by others
توسط دیگران پیشی گرفته شد
outthought the plan
برنامهریزی را پیشبینی کردیم
outthought the challenge
چالش را پیشبینی کردیم
outthought the problem
مشکل را پیشبینی کردیم
outthought the risks
خطرات را پیشبینی کردیم
outthought the strategy
استراتژی را پیشبینی کردیم
outthought the game
بازی را پیشبینی کردیم
outthought the decision
تصمیم را پیشبینی کردیم
she outthought her competitors in the final round.
او رقبای خود را در دور پایانی پشت سر گذاشت.
the strategist outthought everyone in the meeting.
استراتژیست همه را در جلسه پشت سر گذاشت.
they outthought the challenges and succeeded.
آنها بر چالشها غلبه کردند و موفق شدند.
she outthought the problem and found a solution.
او مسئله را پشت سر گذاشت و راه حلی پیدا کرد.
he outthought the puzzle and completed it quickly.
او معما را پشت سر گذاشت و به سرعت آن را تکمیل کرد.
in the game, she outthought her rival's strategy.
در بازی، او استراتژی رقیب خود را پشت سر گذاشت.
they outthought the market trends and made a profit.
آنها روند بازار را پشت سر گذاشتند و سود کردند.
he outthought the critics with his innovative ideas.
او منتقدان را با ایده های نوآورانه خود پشت سر گذاشت.
she outthought the risks and took action.
او خطرات را پشت سر گذاشت و اقدام کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید