overawed

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈɔːd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈɔːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به شدت تحت تأثیر قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

overawed audience

تماشاگران مبهوت

overawed by beauty

مبهوت زیبایی

overawed response

پاسخ مبهوت

overawed moment

لحظه مبهوت‌کننده

overawed expression

حالت چهره مبهوت

overawed fans

هواداران مبهوت

overawed child

کودک مبهوت

overawed audience member

تماشاگر مبهوت

overawed by performance

مبهوت اجرا

overawed at sight

مبهوت در برابر منظره

جملات نمونه

she was overawed by the grandeur of the ancient palace.

او تحت تأثیر عظمت کاخ باستانی قرار گرفت.

the children were overawed by the magician's tricks.

کودکان تحت تأثیر شعبده‌های جادوگر قرار گرفتند.

he felt overawed when he met his favorite author.

وقتی نویسنده مورد علاقه اش را ملاقات کرد، احساس تحسین و احترام کرد.

the audience was overawed by the stunning performance.

تماشاگران تحت تأثیر اجرای خیره‌کننده قرار گرفتند.

she was overawed by the beauty of the sunset.

او تحت تأثیر زیبایی غروب خورشید قرار گرفت.

visiting the grand canyon left him overawed.

بازدید از دره بزرگ، او را متحیر کرد.

he was overawed by the scale of the project.

او تحت تأثیر وسعت پروژه قرار گرفت.

the students were overawed during the science fair.

دانشجویان در طول نمایشگاه علم متحیر شدند.

she felt overawed by the talent displayed at the concert.

او تحت تأثیر استعدادهای به نمایش گذاشته شده در کنسرت قرار گرفت.

he was overawed by the intricate details of the artwork.

او تحت تأثیر جزئیات پیچیده اثر هنری قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید