humbled

[ایالات متحده]/ˈhʌm.bəld/
[بریتانیا]/ˈhʌm.bəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متواضع یا فروتن ساخته شده؛ به راحتی شکست خورده، به ویژه توسط حریف قوی‌تر؛ کاهش در شأن یا اهمیت

عبارات و ترکیب‌ها

humbled by success

با موفقیت متواضع

humbled by defeat

با شکست متواضع

humbled in gratitude

در سپاسگزاری متواضع

humbled in spirit

در روحیه متواضع

humbled by others

توسط دیگران متواضع

humbled by kindness

با مهربانی متواضع

humbled and grateful

متواضع و سپاسگزار

humbled by experience

با تجربه متواضع

humbled in humility

در فروتنی متواضع

humbled by love

با عشق متواضع

جملات نمونه

she felt humbled by the support of her friends.

او تحت تأثیر حمایت دوستانش احساس تواضع کرد.

he was humbled by the recognition he received.

او با قدردانی که دریافت کرد، احساس تواضع کرد.

they were humbled by the generosity of the community.

آنها تحت تأثیر سخاوت جامعه قرار گرفتند.

after the award ceremony, she felt truly humbled.

پس از مراسم اهدای جوایز، او واقعاً احساس تواضع کرد.

he is humbled by the opportunity to serve others.

او با فرصت خدمت به دیگران احساس تواضع می‌کند.

being humbled by failure can lead to growth.

تواضع در برابر شکست می‌تواند منجر به رشد شود.

the experience left him feeling humbled and grateful.

تجربه او را با احساس تواضع و قدردانی رها کرد.

she was humbled to be chosen as the leader.

او برای انتخاب به عنوان رهبر احساس تواضع کرد.

he felt humbled after hearing their stories.

او پس از شنیدن داستان‌هایشان احساس تواضع کرد.

they were humbled by the challenges they faced.

آنها با چالش‌هایی که با آن‌ها روبرو شدند، احساس تواضع کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید