overcall bid
حمله مجدد پیشنهاد
overcall suit
حمله مجدد اعلان
overcall partner
همکار حمله مجدد
overcall response
پاسخ حمله مجدد
overcall strength
قدرت حمله مجدد
overcall strategy
استراتژی حمله مجدد
overcall hand
دست حمله مجدد
overcall level
سطح حمله مجدد
overcall signal
سیگنال حمله مجدد
overcall method
روش حمله مجدد
he tends to overcall in poker, which often leads to losses.
او معمولاً در بازی پوکر بیش از حد حدس میزند که اغلب منجر به ضرر میشود.
she overcalled her friends to join the party.
او از دوستانش خواست تا در مهمانی شرکت کنند.
it's easy to overcall when you're excited about a deal.
وقتی در مورد یک معامله هیجان زده هستید، بیش از حد حدس زدن آسان است.
in negotiations, one can easily overcall and lose leverage.
در مذاکرات، میتوان به راحتی بیش از حد حدس زد و قدرت چانه زنی را از دست داد.
overcalling can sometimes lead to misunderstandings in communication.
بیش از حد حدس زدن گاهی اوقات میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
he realized he had a tendency to overcall during discussions.
او متوجه شد که تمایل دارد در طول بحثها بیش از حد حدس بزند.
overcalling can be a sign of insecurity in decision-making.
بیش از حد حدس زدن میتواند نشانهای از ناامنی در تصمیمگیری باشد.
in some games, players may overcall to bluff their opponents.
در برخی از بازیها، بازیکنان ممکن است برای فریب دادن حریفان خود بیش از حد حدس بزنند.
she often overcalls when she feels pressured to respond quickly.
او اغلب زمانی که احساس میکند تحت فشار برای پاسخ سریع است، بیش از حد حدس میزند.
he decided to overcall his boss to clarify the project details.
او تصمیم گرفت با رئیس خود تماس بگیرد تا جزئیات پروژه را روشن کند.
overcall bid
حمله مجدد پیشنهاد
overcall suit
حمله مجدد اعلان
overcall partner
همکار حمله مجدد
overcall response
پاسخ حمله مجدد
overcall strength
قدرت حمله مجدد
overcall strategy
استراتژی حمله مجدد
overcall hand
دست حمله مجدد
overcall level
سطح حمله مجدد
overcall signal
سیگنال حمله مجدد
overcall method
روش حمله مجدد
he tends to overcall in poker, which often leads to losses.
او معمولاً در بازی پوکر بیش از حد حدس میزند که اغلب منجر به ضرر میشود.
she overcalled her friends to join the party.
او از دوستانش خواست تا در مهمانی شرکت کنند.
it's easy to overcall when you're excited about a deal.
وقتی در مورد یک معامله هیجان زده هستید، بیش از حد حدس زدن آسان است.
in negotiations, one can easily overcall and lose leverage.
در مذاکرات، میتوان به راحتی بیش از حد حدس زد و قدرت چانه زنی را از دست داد.
overcalling can sometimes lead to misunderstandings in communication.
بیش از حد حدس زدن گاهی اوقات میتواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.
he realized he had a tendency to overcall during discussions.
او متوجه شد که تمایل دارد در طول بحثها بیش از حد حدس بزند.
overcalling can be a sign of insecurity in decision-making.
بیش از حد حدس زدن میتواند نشانهای از ناامنی در تصمیمگیری باشد.
in some games, players may overcall to bluff their opponents.
در برخی از بازیها، بازیکنان ممکن است برای فریب دادن حریفان خود بیش از حد حدس بزنند.
she often overcalls when she feels pressured to respond quickly.
او اغلب زمانی که احساس میکند تحت فشار برای پاسخ سریع است، بیش از حد حدس میزند.
he decided to overcall his boss to clarify the project details.
او تصمیم گرفت با رئیس خود تماس بگیرد تا جزئیات پروژه را روشن کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید