overcook

[ایالات متحده]/ˌəuvə'kuk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: چیزی را برای مدت طولانی یا در دمای خیلی بالا پختن.

عبارات و ترکیب‌ها

ruined by overcooking

خراب شده به دلیل پخت بیش از حد

burnt from overcooking

سوخته به دلیل پخت بیش از حد

overcooked pasta

پاستای بیش از حد پخته

overcooked vegetables

سبزیجات بیش از حد پخته

overcooking meat

پخت بیش از حد گوشت

overcooked eggs

تخم مرغ بیش از حد پخته

overcooked fish

ماهی بیش از حد پخته

جملات نمونه

Be careful not to overcook the pasta.

هنگام پخت پاستا مراقب باشید آن را زیاد نپزید.

She tends to overcook the vegetables.

او معمولاً سبزیجات را زیاد می‌پزد.

It's easy to overcook fish.

آسان است ماهی را زیاد بپزید.

Overcooking can ruin the flavor of the meat.

پخت بیش از حد می‌تواند طعم گوشت را خراب کند.

I accidentally overcooked the steak.

من به طور تصادفی استیک را زیاد پختم.

Make sure not to overcook the eggs.

مطمئن شوید تخم مرغ ها را زیاد نپزید.

Overcooking can make food dry and tough.

پخت بیش از حد می‌تواند باعث شود غذا خشک و سفت شود.

He always manages to overcook the rice.

او همیشه موفق می شود برنج را زیاد بپزد.

The chef warned us not to overcook the steak.

سرآشپز به ما هشدار داد که استیک را زیاد نپزیم.

Overcooking vegetables can lead to nutrient loss.

پخت بیش از حد سبزیجات می تواند منجر به از دست دادن مواد مغذی شود.

نمونه‌های واقعی

When we think of fish, we think, fresh fish, don't overcook them.

وقتی به ماهی فکر می‌کنیم، به ماهی تازه فکر می‌کنیم، آن‌ها را بیش از حد نپزید.

منبع: Gourmet Base

Well okay, but the key there is, still don't overcook it.

خب باشه، اما نکته اصلی اینجاست، هنوز هم آن را بیش از حد نپزید.

منبع: Gourmet Base

Now, you guys know this is overcooked.

حالا، شما می‌دانید که این بیش از حد پخته شده است.

منبع: Max the Military Dog Original Soundtrack

" The pease are overcooked, " his wife ventured once.

" نخودها بیش از حد پخته شده اند، " همسرش یک بار گفت.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

You couldn't say if your meat is overcooked?

نمی‌توانید بگویید اگر گوشت شما بیش از حد پخته شده است؟

منبع: Desperate Housewives Season 5

If you overcook meat, it can get dry and tough.

اگر گوشت را بیش از حد بپزید، خشک و سفت می‌شود.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

But you can't overcook a mushroom, and they're great.

اما نمی‌توانید یک قارچ را بیش از حد بپزید، و آن‌ها عالی هستند.

منبع: Gourmet Base

This meat is too tough, Mom. I think you overcooked it.

گوشت خیلی سفته، مادر. فکر می‌کنم آن را بیش از حد پخته اید.

منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500

Oh gosh! - Oh Kush! - Don't you, oh that's gonna overcook.

وای خدای من! - او کوش! - نه، او قراره بیش از حد بپزه.

منبع: Gourmet Base

The Rowe diaries asks are fall off the bone baby back ribs overcooked?

آیا دایاری‌های رو می‌پرسند آیا دنده های پشت دنده بچه با استخوان بیش از حد پخته شده اند؟

منبع: Connection Magazine

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید