overcritical feedback
بازخورد بیش از حد انتقادی
overcritical review
بررسی بیش از حد انتقادی
overcritical attitude
نگرش بیش از حد انتقادی
overcritical parent
والدین بیش از حد انتقادی
overcritical eye
دید بیش از حد انتقادی
overcritical friend
دوست بیش از حد انتقادی
overcritical comment
نظری بیش از حد انتقادی
overcritical observer
ناظر بیش از حد انتقادی
overcritical analysis
تجزیه و تحلیل بیش از حد انتقادی
overcritical mindset
نگرش ذهنی بیش از حد انتقادی
she tends to be overcritical of her own work.
او معمولاً نسبت به کار خود بسیار انتقاد دارد.
his overcritical attitude makes it hard to please him.
حرفهای بیش از حد انتقادی او باعث میشود او را راضی نگه داشتن دشوار باشد.
being overcritical can hinder personal growth.
انتقاد بیش از حد میتواند باعث تداوم رشد شخصی شود.
she was overcritical during the presentation, which discouraged the team.
او در طول ارائه بسیار انتقاد داشت که باعث دلسردی تیم شد.
overcritical feedback can demotivate employees.
بازخورد بیش از حد انتقادی میتواند باعث کاهش انگیزه کارکنان شود.
he is often overcritical of others' opinions.
او اغلب نسبت به نظرات دیگران بسیار انتقاد دارد.
being overcritical can lead to unnecessary stress.
انتقاد بیش از حد میتواند منجر به استرس غیرضروری شود.
her overcritical nature affects her relationships.
طبع انتقادآمیز او بر روابطش تأثیر میگذارد.
he realized that being overcritical was damaging his friendships.
او متوجه شد که انتقاد بیش از حد باعث آسیب به دوستیهایش میشود.
overcritical parents can create pressure on their children.
والدین بیش از حد انتقادآمیز میتوانند فشار زیادی بر فرزندان خود وارد کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید