has overdelivered
بیش از حد تحویل داده است
overdelivered on
بیش از حد تحویل داده است
overdelivered expectations
بیش از حد انتظارات را تحویل داد
overdelivered results
نتایج بیش از حد تحویل داده شده
has greatly overdelivered
بیش از حد به طور قابل توجهی تحویل داده است
overdelivered value
ارزش بیش از حد تحویل داده شده
always overdelivered
همیشه بیش از حد تحویل داده است
overdelivered on promises
بر اساس وعدهها بیش از حد تحویل داده است
completely overdelivered
کاملاً بیش از حد تحویل داده شده است
the marketing agency overdelivered on their promise to double our website traffic.
آژانس بازاریابی بیش از حد وعده خود برای دو برابر کردن ترافیک وب سایت ما را رعایت کرد.
we strive to overdeliver value to our clients to build long-term relationships.
ما سعی می کنیم ارزش بیش از حدی به مشتریان خود ارائه دهیم تا روابط بلند مدتی برقرار کنیم.
the team really overdelivered on the project requirements and impressed the stakeholders.
تیم واقعاً بیش از حد نیازهای پروژه را رعایت کرد و سهامداران را در جایگاه خود قرار داد.
it is better to under-promise and overdeliver than to disappoint your customers.
بهتر است کمتر وعده دهید و بیش از حد وعده خود را رعایت کنید تا مشتریان خود را ناامید کنید.
the new software update overdelivered on performance improvements and user experience.
به روز رسانی نرم افزار جدید بیش از حد بهبود عملکرد و تجربه کاربر را فراهم کرد.
our goal is to overdeliver on quality while maintaining competitive pricing.
هدف ما این است که در کیفیت بیش از حد وعده خود را رعایت کنیم در حالی که قیمت رقابتی را حفظ می کنیم.
the freelancer overdelivered by submitting the work two days before the deadline.
فریلنسر با ارائه کار دو روز قبل از مهلت، بیش از حد وعده خود را رعایت کرد.
she consistently overdelivers results, making her the top salesperson this quarter.
او به طور مداوم نتایج بیش از حدی ارائه می دهد و این باعث می شود که در این فصل فروشندگی اول شود.
the restaurant overdelivered on service, offering complimentary desserts to the guests.
رستوران در خدمات بیش از حد وعده خود را رعایت کرد و به مهمانان دسرهای رایگان ارائه داد.
we were surprised that the manufacturer overdelivered on the product specifications.
ما شگفت زده بودیم که تولید کننده در مشخصات محصول بیش از حد وعده خود را رعایت کرد.
to build a loyal following, you must consistently overdeliver content that engages your audience.
برای جذب پیروان وفادار، شما باید محتوایی را به طور مداوم بیش از حد وعده خود را رعایت کنید که جمهور خود را جذب کند.
has overdelivered
بیش از حد تحویل داده است
overdelivered on
بیش از حد تحویل داده است
overdelivered expectations
بیش از حد انتظارات را تحویل داد
overdelivered results
نتایج بیش از حد تحویل داده شده
has greatly overdelivered
بیش از حد به طور قابل توجهی تحویل داده است
overdelivered value
ارزش بیش از حد تحویل داده شده
always overdelivered
همیشه بیش از حد تحویل داده است
overdelivered on promises
بر اساس وعدهها بیش از حد تحویل داده است
completely overdelivered
کاملاً بیش از حد تحویل داده شده است
the marketing agency overdelivered on their promise to double our website traffic.
آژانس بازاریابی بیش از حد وعده خود برای دو برابر کردن ترافیک وب سایت ما را رعایت کرد.
we strive to overdeliver value to our clients to build long-term relationships.
ما سعی می کنیم ارزش بیش از حدی به مشتریان خود ارائه دهیم تا روابط بلند مدتی برقرار کنیم.
the team really overdelivered on the project requirements and impressed the stakeholders.
تیم واقعاً بیش از حد نیازهای پروژه را رعایت کرد و سهامداران را در جایگاه خود قرار داد.
it is better to under-promise and overdeliver than to disappoint your customers.
بهتر است کمتر وعده دهید و بیش از حد وعده خود را رعایت کنید تا مشتریان خود را ناامید کنید.
the new software update overdelivered on performance improvements and user experience.
به روز رسانی نرم افزار جدید بیش از حد بهبود عملکرد و تجربه کاربر را فراهم کرد.
our goal is to overdeliver on quality while maintaining competitive pricing.
هدف ما این است که در کیفیت بیش از حد وعده خود را رعایت کنیم در حالی که قیمت رقابتی را حفظ می کنیم.
the freelancer overdelivered by submitting the work two days before the deadline.
فریلنسر با ارائه کار دو روز قبل از مهلت، بیش از حد وعده خود را رعایت کرد.
she consistently overdelivers results, making her the top salesperson this quarter.
او به طور مداوم نتایج بیش از حدی ارائه می دهد و این باعث می شود که در این فصل فروشندگی اول شود.
the restaurant overdelivered on service, offering complimentary desserts to the guests.
رستوران در خدمات بیش از حد وعده خود را رعایت کرد و به مهمانان دسرهای رایگان ارائه داد.
we were surprised that the manufacturer overdelivered on the product specifications.
ما شگفت زده بودیم که تولید کننده در مشخصات محصول بیش از حد وعده خود را رعایت کرد.
to build a loyal following, you must consistently overdeliver content that engages your audience.
برای جذب پیروان وفادار، شما باید محتوایی را به طور مداوم بیش از حد وعده خود را رعایت کنید که جمهور خود را جذب کند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now