overdid it
زیادی کار را پیش بردم
overdid myself
خودم را زیادهروی کردم
overdid the food
غذا را زیادهروی کردم
overdid things
کارها را زیادهروی کردم
overdid it all
همه را زیادهروی کردم
she overdid
او زیادهروی کرد
he overdid
او زیادهروی کرد
they overdid
آنها زیادهروی کردند
overdoing it
زیادهروی کردن
overdid nothing
هیچ چیز را زیادهروی نکردم
i think you overdid it with the decorations for the party.
فکر میکنم در مورد تزئینات برای مهمانی اغراق کردی.
she really overdid herself trying to bake a three-layer cake.
او واقعاً در تلاش برای پختن یک کیک سه لایه اغراق کرد.
the chef overdid the salt in the soup, making it inedible.
آشپز نمک را در سوپ بیش از حد اضافه کرد و آن را غیرقابل خورد کرد.
he overdid the apology, making the situation even more awkward.
او در عذرخواهی اغراق کرد و باعث شد اوضاع حتی آزاردهندهتر شود.
don't overdo the caffeine before bed; you won't sleep well.
قبل از خواب کافئین را زیادهروی نکن؛ خوب نخواهی خوابید.
the band overdid the guitar solo during the concert.
گروه در طول کنسرت در سولو گیتار اغراق کرد.
i overdid it at the gym and pulled a muscle in my back.
من در باشگاه زیادهروی کردم و عضله کمرم را پاره کردم.
they overdid the special effects in the movie, distracting from the story.
آنها جلوههای ویژه را در فیلم بیش از حد استفاده کردند و باعث حواسپرتی از داستان شد.
she overdid the makeup for the school dance, looking unnatural.
او برای رقص مدرسه آرایش را بیش از حد انجام داد و غیرطبیعی به نظر رسید.
the company overdid their marketing campaign, annoying potential customers.
شرکت کمپین بازاریابی خود را بیش از حد انجام داد و مشتریان بالقوه را آزار داد.
he overdid the enthusiasm, and people started to feel uncomfortable.
او شور و شوق را بیش از حد نشان داد و مردم شروع به احساس ناراحتی کردند.
overdid it
زیادی کار را پیش بردم
overdid myself
خودم را زیادهروی کردم
overdid the food
غذا را زیادهروی کردم
overdid things
کارها را زیادهروی کردم
overdid it all
همه را زیادهروی کردم
she overdid
او زیادهروی کرد
he overdid
او زیادهروی کرد
they overdid
آنها زیادهروی کردند
overdoing it
زیادهروی کردن
overdid nothing
هیچ چیز را زیادهروی نکردم
i think you overdid it with the decorations for the party.
فکر میکنم در مورد تزئینات برای مهمانی اغراق کردی.
she really overdid herself trying to bake a three-layer cake.
او واقعاً در تلاش برای پختن یک کیک سه لایه اغراق کرد.
the chef overdid the salt in the soup, making it inedible.
آشپز نمک را در سوپ بیش از حد اضافه کرد و آن را غیرقابل خورد کرد.
he overdid the apology, making the situation even more awkward.
او در عذرخواهی اغراق کرد و باعث شد اوضاع حتی آزاردهندهتر شود.
don't overdo the caffeine before bed; you won't sleep well.
قبل از خواب کافئین را زیادهروی نکن؛ خوب نخواهی خوابید.
the band overdid the guitar solo during the concert.
گروه در طول کنسرت در سولو گیتار اغراق کرد.
i overdid it at the gym and pulled a muscle in my back.
من در باشگاه زیادهروی کردم و عضله کمرم را پاره کردم.
they overdid the special effects in the movie, distracting from the story.
آنها جلوههای ویژه را در فیلم بیش از حد استفاده کردند و باعث حواسپرتی از داستان شد.
she overdid the makeup for the school dance, looking unnatural.
او برای رقص مدرسه آرایش را بیش از حد انجام داد و غیرطبیعی به نظر رسید.
the company overdid their marketing campaign, annoying potential customers.
شرکت کمپین بازاریابی خود را بیش از حد انجام داد و مشتریان بالقوه را آزار داد.
he overdid the enthusiasm, and people started to feel uncomfortable.
او شور و شوق را بیش از حد نشان داد و مردم شروع به احساس ناراحتی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید