overlit

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈlɪt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈlɪt/

ترجمه

v. با نور شدید روشن کردن؛ در معرض روشنایی شدید قرار دادن

عبارات و ترکیب‌ها

overlit room

اتاق بیش از حد روشن

overlit space

فضای بیش از حد روشن

overlit area

منطقه بیش از حد روشن

overlit office

دفتر بیش از حد روشن

overlit store

فروشگاه بیش از حد روشن

overlit environment

محیط بیش از حد روشن

overlit mall

مرکز خرید بیش از حد روشن

overlit parking lot

پارکینگ بیش از حد روشن

overlit stadium

استادیوم بیش از حد روشن

badly overlit

بیش از حد روشن

جملات نمونه

the overlit conference room made it difficult to focus on the presentation.

اتاق کنفرانس بیش از حد روشن بود و تمرکز روی ارائه را دشوار می‌کرد.

many cities have become overlit, causing light pollution that obscures the stars.

شهرها به شدت روشن شده‌اند و باعث آلودگی نوری می‌شوند که ستارگان را پنهان می‌کند.

the overlit parking lot felt unsafe at night because there were too many shadows.

پارکینگ بیش از حد روشن احساس ناامنی می‌کرد زیرا سایه‌های زیادی وجود داشت.

an overlit workspace can cause eye strain and headaches for employees.

فضای کاری بیش از حد روشن می‌تواند باعث خستگی چشم و سردرد برای کارمندان شود.

the overlit stadium was so bright that it could be seen from miles away.

استادیوم بیش از حد روشن آنقدر روشن بود که می‌توانستید آن را از مایل‌ها دور ببینید.

critics argue that the overlit shopping mall wastes enormous amounts of electricity.

منتقدان استدلال می‌کنند که مرکز خرید بیش از حد روشن مقدار زیادی برق را هدر می‌دهد.

some neighborhoods have become overlit, disrupting the sleep patterns of residents.

برخی از محله‌ها بیش از حد روشن شده‌اند و الگوهای خواب ساکنان را مختل می‌کنند.

the overlit corridor in the hospital made patients feel anxious and exposed.

راهروی بیش از حد روشن در بیمارستان باعث می‌شد بیماران مضطرب و احساس آسیب‌پذیری کنند.

actors complained about the overlit stage, which made it hard to create dramatic atmosphere.

بازیگران در مورد صحنه بیش از حد روشن شکایت کردند که ایجاد فضای دراماتیک را دشوار می‌کرد.

the overlit airport terminal glowed brightly throughout the night.

ترمینال فرودگاه بیش از حد روشن در طول شب به شدت می‌درخشید.

overlit streets in commercial districts contribute to energy waste and light pollution.

جاده‌های بیش از حد روشن در مناطق تجاری به هدر رفتن انرژی و آلودگی نوری کمک می‌کنند.

the overlit lobby of the hotel felt sterile and unwelcoming to guests.

لابی بیش از حد روشن هتل احساس استریل و غیرقابل دسترس بودن برای مهمانان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید